استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر نام منبع ، نویسنده/مترجم آزاد است

   

بافتني هاي سنتي شاهرود كلور

 محسن مجاوري كلور

 واژه هاي كليدي

  فرهنگ،هويت،عناصرملموس وغيرملموس،جوراب بافي،گيوه،پشم چيني، كلور، صنعت،هنر،نقش،طرح باورساختي،باوركاركردي،مجموعه،نظام،اجزاء فرهنگ،اشاعه وفرهنگ،هجوم فرهنگ،مبادله فرهنگي ترك،تات،تالش،حلاجي پشم،زيلو،پالاز(پلاس)،لافند،پاتاني،پشم بهاره،پشم پاييز،تاروپود،تيه(تي يه) نقش اصلي ونقش هاي ساده.

 پيشگفتار:

  هرقوم ياملتي شناسه هاومؤلفه هايي دارندكه به مجموعه ي آنهاهويت آن قوم گويند 1(جامعه شناسي96ص1384) وعناصروويژگي هايي داردكه ازابتداي پديداري آنهاتابه حال شكل گرفته كه به همه امور اكتسابي اطلاق مي شود وبه مجموع انها فرهنگ اطلاق مي شود(امان الهي بهاروند1363) اين عناصر واجزاء گاه مادي وملموس وقابل رويت وگاه ذهني وغيرملموس است.امابي ارتباط باهم نيستند يعني همان اشياء مادي نتيجه عقايدو تفكرات انسانهااستوازسوي ديگروقتي آن افكاروعقاي پذيرفته شدوبه بالندگي در بيشترمواردبصورت اشياء ملموس درمي آيدمثلاآرزوي پروازوديدن پروازپرندگان بتدريج اختراع هواپيمارابدنبال داشت وتماموسايلي كهدرزمان حال مورداستاده انسان هست درنتيجه پيدايش نيازهاي انسان است وبيشترابداعات واختراعات وساخته هاي مادي انسان درنتيجه باورهاو نيازهاي اوست واز سوي ديگرنوع نيازونوع ابداعات وديت ساخته هاتابع محيط طبيعي واقليمي نيزهست مثلااگرجوراب بافي وگيوه بافي درمنطقه شاهرود خلخال رواج پيداكرده است بواسطه سرماوبرف وبارش منطقه است.

 دراين مقاله سعي مي شود ابتدامراحل آمادگي اين صنعت(گيوه وجوراب بافي)راازپشم چيني تانخ ريسي را بررسي كرده و به چندنمونه ازمهمترين نقش وطرحهاي اين صنعت اشاره شود.لازم مي دانم دداين ربطه ازهمه ي كساني كه درتهيه اين مقاله كمك اينجانب بوده اندتقديرنمايم به ويژه دستان مادرم كه استاد مسلم اين صنعت وهنردرمنطقه است را مي بوسم.هدف ازتحقيق درقدم اول آشنايي شخصي بااين صنعت وهنربودودرقدم بعدي شناساندن مظاهري از فرهنگ اين منطقه است. ازسوي ديگرفرض براين است كه بيشتراين نقش هاوطرحهاازجاهاي ديگربه اين منطقه راه يافته است قصد تشريح اين مسله نيزهست ونهايتاًقصدم اين است كه اگرفرهنگ رابعنوان يك مجموعه ونظام ببينم وبراساس باورساختي وكاركردي بررسي كنيم يعني قصدم اين است كه بافتني رابعنوان يكي ازاجراء فرهنگ كه چه ارتباطي باسايراجزاء فرهنگ دارد.قبلاً آيابازندگي روزانه مردم ياآثارطبيعي  منطقه ارتباطي دارد وآياتأثيري ازآنها پذيرفته است ياخير.عناصرواجزاء فرهنگي موجوددريك جامعه صددرصدبراي يك جامعه نيست يعني دريك جامعه توليد نشده اند.دربيشترمواردبراثرجنگ،مهاجرت،تجارتومسافرت بسياري ازعناصربه مناطق ديگرمنتقل مي شود.ودرجريان اشاعه فرهنگ وهجوم فرهنگي ودرمواردي مبادله ي فرهنگي اين عناصرانتقال مي يابند.دراين مقاله سعي مي شودازچندبعدبه بررسي اين موضوع پرداخته شودوهم بانگاه درساختي كاركردي وهمازديدمكتب اشاعه،چون بخشي ازنقش ها متعلق به تركان،برخي متعلق به تالشان وبرخي نيزتعلق به تاتهاي هاي منطقه داردودرمواردي بسياري اين نقش به صورت جزئي ازنظام فرهنگي حاكم برمنطقه است وجزئي ازساخت آن هست. دراين رابطه حداقل درمنطقه پژوهشي به اين سبك وسياق صورت نگرفته است ودرواقع ابداعي است.

 اين پژوهش ازدوجهت محدوداست:ازيك سوحوزه جغرافيايي طبيعي يعني بخش شاهرودبامركزين كلوروازسوي ديگردريك حوزه ي كوچك فرهنگي كه به صورت جزيره زباني دربين گروههاي زباني تركان وكردان درآمده است انجام گرفته است.

 سعي شده است دراين مقاله ابتداشيوه مراحل پشم چيني راتشريح كرده سپس حلامي ودرآخرنخ ريسي ودستگاههايي كه دراين رابطه مورداستفاده قرارمي گيردوآخرين مرحله بافتني جوراب وگيوه است كه درپي خواهدآور.دراين پژوهش براي جمع آوري اطلاعات ازمشاهده،مصاحبه استفاده شدهواز دوربين عكاسي به عنوان ابزار نيزبهره گرفته شده است.

 پشم چيني:

 پشم چيني درمنطقه تات نشين شاهرودازويژگي هاي خاصي برخورداراست.بدين معني كه پشم گوسفندان وموي بزهاراباقيچي هاي بزرگ"دارد" ياقيچي دسته بلندمي برند.سپس پشم را بعدازچيدن مي شويندوگاهي اوقات نيزحيوانات راقبل ازچيدن پشمشان شستشومي دهندوشستن گوسفندان نيزدرهمان رودخانه(شاهرود)كه باايجادبند،عمق آب رابيشتركرده وگوسفندان رادرآن آبتني مي دهند.پشم گوسفندان رااغلب دوباردرسال(بهاروپائيز)وپشم بزهارافقط يك باردرسال(بهار)مي چينند (بازن1365ص124).اين شيوه پشم چيني دربين تالشان نيزوجودداردواين امررامارسل بازن وهمكارانش تائيدكرده اند(همان).

 درموردبره هاي يكساله( وره) ،اولين پشم چيني دراواسط تابستان ودرمراتع كوهستاني وپس ازبارگشت ازييلاق يعني دراوائل پاييزانجام مي گيرد.هرگوسفند بين3تا5/3پشم ميدهدعلي رغم تالشان،تاتهاي شاهرودپشم گوسفندان خودرانمي فروشند شايددليل اصلي مقداركم آن باشد.درگذشته قسمتي ازپشم توليد شده رانمي رسيدندبلكه آنرامسستقيماً جهت تهيه نمدمي فشردند.  توليدكنندگان نمداز مناطق شاهسون مي آمدندودرزمان حال نمدتوليدنمي شود.درهمان زمان هم توليد نمد بصورت خانگي نبودبلكه توسط صفت گران حرفه اي انجام مي گرفت.نمدصفحه اي مستطيلي شكل معمولاً به ابعاد80الي100سانتي متردر220الي350سانتي متروبه ضخامت1سانتيمتربودازنمدعلاوه براستفاده بصورت فرش گاهي نوعي بالاپوش به نام شولا نيزتهيه مي شدكه درزمان فقط درميان تالشان رايج است،ودرشاهروداستفاده نمي شود.

 استفاده ديگرازپشم درتهيه لحاف وتشك است كه هنوزهم طرفداران زيادي داردبويژه تشك.آن بخاطر سرماي منطقه كه پشم هم گرماي مناسب راايجادكرده وهم سبك ترازپنبه مي باشدوهم چون اين محصول توليدي منطقه است ارزان تروسهل االوصول تراست. 

استفاده ديگرازپشم"شال بافي"است كهاينصصنعت نيزتاچندسال پيش درمنطقه بويژه دركلوربودولي چندسالي است كه آخرين خانواده فعال دراين زمينه فعاليت خود راازدست دادندزيرااين خانواده سه نفره(دوخواهرويك برادر)بودكه برادرفوت شدوخواهران نيزكه هردوبه شكلي نيمه فلج بودنديكي ازآنهافوت وديگري دريكي ازآسايشگاههاي اردبيل دوران خودرامي گذراند. 

ازشال معمولاًشلوار،كت(شكا) ،خورجين،چادر،جوال وعرقچين تهيه مي شود.امانگاه اصلي دراين مقاله تمركزبرروي جوراب وگيوه است بي مقدمات اين صنعت راذكرمي كنيم. 

آماده كردن نخ هاي پشمي(حلاجي وريسندگي):

 پشمي كه بايد درخودمحل ريسيده شودراابتا مي شويندوبعدازخشك كردن،توسط دندانهاي شانه حلاجي،(شكل شماره1)حلاجي مي كنند.شانه داراي سه قسمت است:پايه اي افقي كه پايه وپاجااست

 يعني حلاج چهارزانونشسته،دوانتهاپايه شانهرابا پاهاي خود گرفته وحلاجي مي كند.قسمت دوم تخته اي عمودي است كه درآن نصب گرديده وقسمت سوم دندانهايي فلزي تقريباً بلندبه طول10تا سانتي متركه"دندان"ناميده مي شود ودوقطعه فلزي عمودي دردوطرف دندان هاكار گذاشته شده كه  درانتهاي هريك حلقه وياتيغه هائي بانام"گوش باز،به گويش كلوري"گوشوا وجودداردكه براي زينت بوده وهمراه باريتم حلاجي به لرزه درمي آيد.به اين صورت كه شخص حلاج بادودست تيكه اي ازپشم رابرروي دندان هاگرفته وهمزمان به سوت پايين وطرفين دندانها چندبارمي كشد.(بازن1365ص127)بعدازحلاجي كردن پشم آن رابصورت فتيله ماننددسته كرده وبوسيله دستگاهي  با نام چرخ ودرمواردي استثنايي باروك مي ريسند به غيرازپشم چيني بقيه ي مراحل ازجمله شستن،حلاجي وريسندگي وبافندگي كاري كاملاً زنانه است. 

ريسندگي باچرخ يا چره  ياز به جايي ثابت ومحيطي بزرگترداردولي ريسندگي بادوك     درهرجاحتي بيرون ازخانه هنگام چراي دام نيزامكان پذيراست به همين خاطرتوسط مردان نيز انجام مي گيرد.

تفاوت ديگري كه بين اين دودستگاه ريسندگي وجوددارداين است كه چرخ ياچره،پشم رابصورت يكنواخت ودوك آن رابه صورت فشرده ترمي ريسد(بازن1365ص128)،درحالي كه دوك فقط يك ميله اي است شبيه به ميخ بلندكه انتهاي آن تخت ونوك آن تيزاست.ولي چره دوك كه به طورافقي قرارگرفته است ويك چرخ تشكيل شده است دوك توسط تسمه اي كه به دورچرخ بسته شده ايت،گردانده مي شود.اين تسمه اغلب يك ريسمان كتاني است كه براي افزايش دوام،آن راباموم ياقيرآغشته مي كنند.

 معمولاً زن ريسنده بادست راست دسته چرخ ياچره رابه دگردش آورده وبادست چپ تارهاي دسته پشمي راكه سرآن رابه دوردوك پيچانده مي كشد وقتي طول نخ به اندازه رسيدكه ديگركشيدن تارهاي جديدامكان پذير نيست،نخ راازروي دوك بازكرده ازنو همين عمل راتكرار مي كند.كاربادوك آسانتر است فقط پشم حلاجي شده،تقريباً فتيله شده رابادست درسه مرحله انجام مي دهند: 

ريسنده تارهاي پشم راازيك دسته كه بادوربازوي خودپيچانده مي كشد وسپس باكشيدن ميله دوك برروي ران خودوياچرخانده وزنه حركتي دوراني به دوك مي دهدكه درآن نخبه دورميله دوك پيچيده مي شودواينكارگاهي درحالت سرپانيز انجام مي گيرد درپايان كار،نخ روي دوك رادور وزنه صليب مانندوياخودميله دوك مي پيچانند. 

بافتني هاشامل زيلو(لا)  وپالاز(پلاس) وجوراب(گوري) ،شال  ياكمربندودستكش وطناب يالافند  وگيوه كه دركلوربه پاتاني شهوراست مي باشند.براي بافتن دستكش،شال،كت وشلوارازپشم نرم بره استفاده مي شود.پشم پاييزه بيشتربراي تشك ولحاف استفاده مي شود ولي براي بافت جوراب وپاتاني(گيوه)ازپشم بهاره گوسفنداستفاده مي شود. بعدازشستن نخ مرحله رنگ كاري نخ است.البته برخي مواقع همان نخ رابدون رنگ كردن(اگرسفيد كامل ياسياه كامل ورنگ كرم)باشدبه همان شكل استفاده مي كنندودرغيراين صورت به كمك رنگهاي طبيعي وروناس وراج سفيدوپوست سبزگردورنگ مي كنند. 

ازموي بزنيزطناب و"لافند" درست مي شود.كه از8تا9 نخ بهدورهم پيچيده شده وسپس به سه رشته كلي تقسيم مي شودوسه نفربافنده كه يك نفرهماهنگ كننده ودونفرهم به ترتيب رشته هارابالاوپايين هم گذاشته ودرهمان حال مي كشندكه ازاين نوع طناب براي باربستن ومحكم كردن هروسيله اي استفاده مي شود.براي رنگ كردن نخ رشته شده بعدازجوشاندن آب واضافه كردن رنگ موردنظرطبيعي كه دربازاراست وآميختن آنهادريك آب جوش واضافه كردن راج سفيدبه آن كلاف نخ راباقطعه چوبي داخل ديگ رنگي فرو برده وباچندبارهمزدن وچنددقيقه جوشاندن درهمان وضعيت بيرون كشيده باآب سردشسته  وسپس مثل لباس برروي طناب پهن كرده تاخشك شودوسپس آماده بافتن مي شودجالب است كه به هيچ عنوان رنگ پس نمي دهدبامخلوط كردن كه براثرتجزيه وسكرار بدست آمده به رنگ دلخواه دست مي يابند قبل ازبيان انواع نقش هاوطرحهابيان چندنكته ضروري است:

اول اينكه دركلوربراي محافظت جورابهاي پشمي ازبيدزدگي،توتون وتنباكوراخردكرده ودرلابلاي آنها مي ريزند. دوم اگربانگاه فونكيوناليستي وكاركردي به اين صنعت نگاه كنيم،گاهي ذكرفوق هنري وگذشته فرهنگي

 مردمي است كه ازجهاتي شايدبتوان گفت كه موردهجوم فرهنگ هاي مسلط ازجمله ترك ها وتالشان قرارگرفته است.برخي مواردجهت كسب درآمدبراي خانواده،يعني كاركرداقتصادي مدنظراست ومهمترين دليل بافتن جوراب وگيوه(پاتاني)مقابله باسرماومحافظت دربرابرسرماي سخت زمستان خلخال براي مردم اين منطقه است.تنوع رنگ ونقش دراين نوع بافتني به چشم مي خوردوبيشترين رنگ قرمز،مشكي وسفيديخچالي است سفيدومشكي بدليل طبيعي بودنش وعدم نياز به تغييررنگ وقرمزبه خاطر......آمدن آن نقش ها نيزهمانگونه كه درچهارچوب نظري آمدبه چنددليل است ابتابه دليل اشاعه ونشراين طرح هاونقش هاازمناطق ديگربويژه تسلط تركان وارتباط تنگاتنگ باتالشان واستفاده ازمظاهرطبيعي گيلان مثل نقش خرفه خاليادرموارداستثنايي بخاطروجودكردهاي خلخال وارتباط باآنهامثل كرده قلمكاروياتسلط تركان مثل نقش"تركه ترتري اهي نيزبا نام مبدع آن نقش مي باشدمثل"سيدفاضل گورهي وگاهي نيزالهام گرفته ازطبيعت منطقه ياجانوران موجوددرآن منطقه مثل"موش دندانياعقرب ه درآن صورت باورساخت گرايي مدنظراست.

 صنعت بافت جوراب وگيوه درشاهرودمراحل وشيوه هاي خاصي داردكه هيچ كدام به تنهايي انجام نمي گيردكمك ومساعدت زنان باهم بدون هيچ چشم داشتي درمراحل مختلف ديدني است.ازمراحل پشم چيني،شستن پشم،حلاجي وريسندگي ورنگ كاري تابافتن كه درپي خواهدآمد،تاشب نشيني هاي زمستاني كه بيشتراين كاردراين زمان انجام مي گيردوياكنارديوارنشستن وجمع شدن وتعريف ازخوشي ها وگلايه ها وخانواده وسختي ها وهمه ي امورزندگي زنان كه گاه ذكرسختي هاست وگاه خوشي ها،ولي آنچه بالامي آيدوبه اتمام مي رسدجوراب وگيوه است.

 برخي مواقع درجريان اين نشستنهاي مشترك شناخت دختركاروان وكدبانوموردنظروخواستگاري ازآن وراهنمايي براي نوعروسان وحل مشكلات زنان جوان كاركردهاي پنهاني است كه درجريان اين امور انجام مي گيرد.بيشتروقت بافنده براي بافت درهمين انجام مي گيرد ياشب بعدازكارهاي روزانه ودروقت بيكاري وفراقت ويادرطول روزبويژه عصرهاهنگام غروب آفتاب،درگوشه اي وكنارديواري كه زنان فرصتي براي كنارهم جمع شدن راپيداكرده اندجالب اينجاست كه بي ريااستادان بافنده به شاگردان خودتعليم داده وشاگردان نيزبارعايت كمال ادب واحترام به صرف يادگيري دانه ي دانه تارهاوپودهاپرسيده ونقش ها وطرحهاشكل هي دهندمجموعه اي شكل مي گيردكه يازينت بخش پاي زن ودختري است كه برروي فرش هامي خرامديامحافظت پايي است كه قراراست درسرماي سخت زمستان باشد.نكته ي ديگركه بيانش جالب است اين است كه معمولاً گيوه هابراي زنان وجوراب هابراي مردان بافته مي شود. 

نخ يانخهايي كه براي بافت استفاده مي شودرابصورت گلوله كامل درآورده ومعمولاً آن رنگ هايي كه كمترمورداستفاده قرارمي گيردياجداگانه وزيركلاف اصلي گلوله مي شودوگاهي يك رنگ فقط براي "تي تك يعني نقش ريزمورداستفاده مي شود. 

هردو محصول باپنچ ميل به طول20 سانتي متركه"تيه ناميده مي شودومعمولاً ازميله ويا شبيه آن بدست مي آيد،بافته مي شودكه هميشه چهارميل به شكل مربع درجوراب ياگيوه است وپنجمين ميل به ترتيب اضلاع جوراب ياگيوه راطي كرده ودرهردو زدن مقداري به اندازه جوراب وگيوه مي افزايند.پنجه جوراب وگيوه ازابتدا،يكرنگ وبدون نقش وساده بافته مي شودولي پاشنه جوراب وگيوه در آخرين مرحله يعني بعدازاتمام كامل جوراب وگيوه،جايي راكه بايدپاشنه قرارگيردبا نوك "تيه" ياسوزن كه قبل فقط با نخي معمولي مشخص شده است رابازكرده  وسپس ازهمانجاشروع به بافتن مخروطي شكل ولي بدون نقش ومثل پنجه ساده براي پاشنه بافته مي شودوبتدريج هرچه بالاترمي آيدبقول بافنده يكي يكي يادوتا دوتاكم كرده،تابه نوك مخروط رسيده ونهايتاً به سرمي آيدوگره مي خوردوبه اتمام مي رسد. 

طرحهاونقش هاي جوراب گيوه بسيارمتنوع است وهمانگونه كه دربالاآمدگاهي الهام گرفته ازطبيعت وفرهنگ خودمنطقه است وگاهي درنتيجه اشاعه ومبادله از مناطق ديگر.فضاي اجراي نقش ها چه برروي جوراب وچه برروي گيوه درداخل شكلي صورت مي گيردكه تقريباً به شكل مثلث وارونه مي باشدكهمحدوده فضاي روي پا مي باشددرجموراب علاوه برروي پاگاهي برروي سلق پانيز انجام مي گيرد.

 برخي ازنقش ها،نقش اصلي هستندكه درمركزجوراب روي پا يا ساق پابافته مي شوند مثل "عقرب"وعقرب چول)وخرفه خال ويا"عينكاپشت"وبرخي ديگرنقش پايه هستندكه ايجادحاشيه دركناره هاي استوانه ياساق پاوكناره هاي نقش هاي ديگريادرپاشنه وياگردن جوراب مورداستفاده واقع مي شوند مثل"موش دندان"يا"چراغ گردني" مهمترين نقشهاوطرحهاي صنعت جوراب بافي درشاهرود وكلوربه قرارزير مي باشد:

 "عمارت"،همان گونه كه از اسمش پيدا است در واقع گو شه اي از سبك معماري منطقه را در لفا فه نقش جوراب درآمده است وبه شكل  شش ضلعي است كه درداخل آن ابتدا دردورديف مقا بل هم قرار گر فته ودربالا آن نيزيك مربع كه بر روي يكي از گوشه هاي خود قرارگرفته است.اين بقش به همراه نقش هاي موشي دندان وچراغ گردي اغلب درحاشيه كارمي شود.

 Mossbakيا tapic مشبك ياتاپيچ

 اين نقش هم به تنها يي استفاده مي شودوهم به همراه نقش هاي ديگركه به صورت زاويه هاي حاده تودرتوبافته مي شودكه شايدساده ترين نقش وطرح مي باشد گاهي يك جوراب يا گيوه به تنهايي از اين نقش است .

Einaka pest  عينكاپشت

 گاهي او قات دريك جواب چندين نقش به همراه هم استفاده مي شود. مثلا درنقشي كه به نام عينكاپشت مشهور است ازحدود نه نقش مهم استفاده مي شود.ازساق جوراب به ترتيب نقش " كرمك"  "چره پره" ياپره نخ ريسي مجدداً كرمك سپس خرچنگ مجدداً وچره پره وكرمك ودربين آنها"گله دگلي"وبرروي پانقش اصلي كه جوراب به همان نام مشهوراست يعني"عينكاپشت"ودرحاشيه ي آن "چمچه كله"سرملاقه وموش دندان كارشده است وقبل ازآن كه خودنقش عينكاپشت راكامل كرده باشداين نقش راكارمي كندكه اين كار"آريز"ناميده مي شودودرزيرپانقش "يريري" ودرحاشيه آن نيزآريزوچمچه كله(سرملاقه)وموش دندان استفاده مي شودودرپاشنه پانيزپايه صندوق(صندوق پاچه نقش هاباهمان حاشيه ها استفاده مي شود.اين ذوق بافنده وهنراورامي رساندكه توانسته است نقش هاي مختلفي راباهم دريك جا گردآورد ودرمواقع بين عناصرمختلف فرهنگ تركي وتاتي نوعي هماهنگي وآشتي برقراراست.

 Mar pic مارپيچ

 اين نقش نيزدريك حصارمثلث شكل جاگرفته است بيشترنقش هاي ر وي گيوه دردا خل استوانه انجام ميگيردودركناره ولابلاي آن گاهي اشكال بي معنايي جهت زيبايي بيشتروپوشاندن فضاهاي خالي كارميشودكه دراصطلاح  به آن "تي تكيعني نقطه گفته ميشود.در حاشيه نيز"چراغ گردي وموشي دندان كارميشود ودركف پا ييز"يري يري" وبراي مرزبندي چه گيوه وچه جوراب نقش ساده اي كار مي شود ودر واقع به جوراب حاالت مي دهد.

 Sarkonia merq مرغ سرنگون(سركوني مرغ)

اين نقش نيز در داخل مثلث سرنگون كار شده كه به شكل درختچه اي دو طرفه كه در هرطرف شاخه اي و برروي پرنده اي قرار گرفته كه معمولا حد اكثر امكان جا دادن وايجاد چهارمرغ مي باشد كه در اطراف آن وحاشيه اش "چحماق"و موشي دندان كار مي شود. 

Spiah pangah  پنجه سفيد (اسپيه پنجه)

 اين نقش مخلوطي است ازدو نقش كلي است .دراصل پنجه   جوراب سفيد است وبا نقشي بسيار ساده و دو نقش كلي يكي "خرچنگ" است وديگري" چخماق"البته با چند شكل درسا بافتني ها استفاده مي شود ولي در اين نقش ابتدا در ساق پا چند سانتي متري سفيد ساده كار مي شود يكي چخماق وبعد نقش "  خرچنگ" متاسفا نه ريشه ي نقش هاي چند گانه چخماق را نتوانستم پيدا كنم.

:Terka tartary  تركه ترتري

 اين نقش هم درپشت ودر روي جوراب كارمي شود.وبه صورت يك گل وچند برگ بلند مي باشد.احتما لا اين نقش از عشاير ترك عاريت گرفته شده است .در حاشيه ي اين نقش نيز ابتدا چراغ گردي ودر پي موشي دندان كار مي شود .درساق جوراب نيز نقش چخماقي كه به صورت     انگليسي است  ودر پي خرچنگ كه هر كدام دو بار كار مي شود .

 حوراب سيدفاضلSeid fazela gorai  سيدفاضل گوره ي 

اين نقش به صورت يك كوزه مي باشد كه دها نه ي آن ابتدا گشادودرهمان جا "تي تك"كار شده وسپس بسيار باريك شده و درفرورفتگي هاي دو طرف آن دوباره"تي تكي" بزرگتر كارمي شودودرنهايت در شكم كوزه نيز يك "تي تك" بزرگتر به اندازه فضاهاي خالي كارمي شود. معمولا شكل واندازه ي "تي تك"ها بستگي به فضاي خالي دارد.گاهي يك نقطه است وگاهي باريك ودرازوگاهي كوتاه ولي پهن.

دانه ي نقل(Naqla glah)  نقل گله

 نقل همان نقل فارسي است و گله  واحد شمارش است يعني عدد ودانه .اين نقش نيز برخلاف   ساير نقش ها هم برروي ساق پا و هم روي پاوهم بركف پاكار مي شود.اين نقش بصورت لوزي هايي است كه برروي هم قرارگرفته است ودرچند ستون كنارهم قرارگرفته كارشده است.معمولاً در10 ستون درپشت وروي جوراب تعداد لوزيهاي پشت وجلوي جوراب باتوجه به شماره پا بين20 تا25 است.تنهانقش كه بااين نقش بكارمي رود،نيزنقش كوچكي به شكل گل كوچك كه دركنارهم قرارمي گيرند وبه نام "مداخل مشوراست،كارمي شود. نقش"مداخل" نقش نقل گله

  qrabعقرب 

اين نقش بيشتربرروي گيوه بافته مي شودومثل هميشه درهمان مثلث وارونه كارمي شود.دوتاعقرب كه سرهايشان به سمت يكديگربوده ودم هاي وارونه آنهابه سمت هم ودرحاشيه اين نقش مجدداً "چراغ گردي"و"موش  دندان"كار مي شود.

 Aqraba col  عقرب چول

چول درزبان تاتي به معني گوشه است ودربرخي مواردبان تاتي به معني گوشه است ودربرخي مواردپهلومعني مي دهدوچون دراين نقش عقرب راازپهلونشان مي دهد به همين خاطر"عقرب چول"ناميده شده است.دراين نقش عقرب دودم دارد دراطراف وحاشيه آن ابتدانقش"چراغ گردي"سپس "موش دندان"كارشده است.اين نقش بيشترروي گيوه ودرداخل مثلثي كه برروي پاقرارمي گيردكار مي شودكه نقش هاي حاشيه اي بعدازاين نقش اصلي بافته مي شود. 

Xerdah cek خرده چك 

اين نقش نيزبيشترروي گيوه كارمي شودوبسان درختچه اي است روطرفه كه درهرطرف سه تاساقه ودرهرساقه سه گل يا سه برگ مي باشندجهت درختچه به سمت نوك گيوه است.درزيردوتا"تي تك"  ودربالاي آن يك"تي تك" زاويه اي وارونه است ودرحاشيه آن مثل همه نقش هاابتدا"چراغ گردي"وسپس"موش دندان"بافته مي شود.معمولاًاين دونقش حاشيه اي به همراه هم هستند. 

 Kardeh qalamkar كرده قلمكار 

اين نقش نشانگرارتباط فرهنگي بين تات هاوكردهاي خلخال است كه  درنتيجه مبادله ي فرهنگي واشاعه وشايدهم هجوم فرهنگي اين دوعنصردربين تات هارايج شده است.اين نقش طرح شخصي وقابل فهمي ندارد ودرواقع به شكل چهارپربافاصله ازهم مي باشدودربين پرها"تي تك"هاي متفاوتي ديده مي شودكه برخي ريزوبرخي درشت ويك نوع ترآن "تي تك"حاشبيه پرنده اي درحال پروازاست كه ازروبرومي آيدحاشيه اين نقش نيزابتدابا چراغ گردي وسپس با موش دندان مزين مي شود.اين "تي تك "هابستگي به سليقه وفضاي خالي نقش هادارد.

  Hast parهشت پر

 اين همانگونه كه ازنامش پيداست ستاره اي هشت پراست،وبرروي گيوه كارمي شوددرحاشيه اي اين نقش نيزدرنقش چراغ گردي وموش دندان كار مي شودكه تقريباً سه رديف حاشيه بافته مي شود. 

Xarfa xal  خرفه خا ل 

خرفه نام گياهي است كه درگيلان ومازندران مي رويد كه داراي برگهاي سوزني است. برگهاي بزرگي كه يكنواخت نيست وسطح برگ نيز يكپا رچه صاف نيست بلكه شيار دار مي باشد وخال  نيز يعني اثر ونشانه . اين نقش نيز بيانگرارتباط فرهنگي است يعني بين تالشان و تات ها ارتباط فرهنگي وجود دارد و از سوي ديگر الهام گرفته از طبيعت آنجا است. اين نقش نيز بيشتر بر روي گيوه بافته مي شود.يعني يك " خر فه "ي كامل بر روي يك گيوه كار مي شود. 

Mosah dandan موش دندان 

اين نقش هيچگاه بصورت نقش اصلي كار نمي شود بلكه هميشه بعنوان نقش ساده در حاشيه قرار مي گيرد.دليل آن نيز سادگي اين نقش است و شبيه دندان موش بصورت دندانه دندانه وپشت سر هم حاشيه يك نقش را زينت مي بخشد . 

Cearq gerdyچراغ گردي   

اين نقش نيز مثل موشي دندان زينت بخش و زيبايي دهنده  به نقشهاست و آنها رامحدودومحصورمي كند وهرچند نقش آنها درسايه نقشهاي اصلي كم اثرمي شود ولي مثل قابي است كه نقشهاي اصلي را در خود جاي مي دهد و برزيبايي آنها مي افزايند .اين نقش به صورت كنگره كنگره است. شكل نقش چراغ گردي

Talesah naqs يا xerdahtermah تالش نقش ياخرده ترمه 

اين نقش نيز همانگونه كه از نامش پيداست مربوط  به تالش هاست.نقش اصلي است وبرروي  پاودرجوراب بافته مي شودو نقش هاي غيراصلي يا درحاشيه ويا درساق پا بافته مي شود . 

در حاشيه اين نقش ابتدا  چراغ گردي سپس با يك فاصله كه نقش ساده  كارمي شود و بعد ازآن  موش دندان كار مي شود و در ساق پا چند رديف  چخماق وموشي دندان  البته از دو نوع  چخماق استفاده شده است دركنارنقشهاي چخماق "تي تك "نيزاستفاده شده است .درچراغ گردي نيز"تي تك" استفاده شده است. 

Cax maq)چخماق

 دراين نقش ها چه نقش هاي اصلي و چه نقش هاي حا شيه اي بيشترين تعداد مربوط به نقش چخماق كه يك نقش حاشيه اي است مي باشد كه حداقل توانستم پنج نمونه ازآن را پيداكردم ودراينجا بعنوان  نمونه معرفي مي نمايم :

 فهرست مهمترين نقش هاي جوراب وگيوه در شاهرود 

درصفحات پيشين چند مورد از مهمترين نقش ها معرفي وتشريح شد ودرحد ممكن طرح آن ذكرشد كه درپايين نمونه هاي بيشتري ازاين نقش ها معرفي مي شود :

 )   Masteh abrow1.مسته ابرو(

 )Tarke galam kar2.تركه قلمكار(

 )Emarat3.عمارت(

 )Xar fa xal4.خرفه خال(

 )  Terka tartary5.تركه ترتري(

 )Spiah panjah6.اسپيه پنجه(سفيد پنجه)(

 )Ta pich or mosabbk7.تابيچ(مشبك)(

 )Hast par8.هشت پر(

 )Seied fazelah gorey9.سيد فاضل گوره ي(

)Marbic10.مارپيچ(

 )Xerdah cek11.خرده چك(

 )Sar kon ya merg12مرغ سرنگون(سركوني مرغ)(.

 (Aqrab13.عقرب( 

(Aqrabah chowl)    14.عقرب چول 

(Mosah dandan)موش دندان.15

 (Einka pest)عينكاپشت.16

 (Cax maq)چخماق.17

 (Yeri yeri)يريري (راه راه).18

 (Simorq)سيمرغ.19

Assalah goery)عسل گوره ي.20

 (Neqlah glah)نقل گله.21 

22.چپ وراست كه بيشتربراي بافت شال گردن استفاده مي شود. 

(Tales naqs)تالش نقش(خرده ترمه).23

 (Cam cah kallah)چمچه كله(سرملاقه).24 

(Xarcang)خرچنگ.25 

(Kermak)كرمك.26

 (Ceraq gardy)چراغ گردي.27

 (Paceh morq)پاچه مرغ.28 

اجزا‌ء وعناصرفرهنگ كه به دوشكل ملموس وغيرملموس يامادي ومعنوي ديده مي شوددرهردوره اي تحت تأثيرعوامل اشاعه مثل جنگ،تجارت،مهاجرت ويادرنتيجه مبادلات فرهنگي وهجوم فرهنگي قرارگرفته وموجب رونق وبالندگي فرهنگ هامي شودودرزنان ها بدليل گستردگي نقش وسايل ارتباطي اين تأثيرپذيرفتگي بيشترشده است. بافتني وصنايع دستي وهنرهاي بومي نيز علي رغم اينكه بومي محسوب مي شوند درمواردبسياري ازسليقه ديگران نيزنقش مي پذيرد وعمدتاً اگرهنرمندان ازنقش وطرحي ابزار رضايت كنندوباسليقه آنهاسازگارشودواردآن فرهنگ مي گردد. كه دراين مقاله به آن اشاره شده است. وبه دليل ارتباط بادو فرهنگ باموضع گيري متفاوت، يعني فرهنگ تركهابا تهاجمي موجب برخي ازنقش به هنربافتني شاهرودشده است ولي درارتباط بافرهنگ گيلان اين تسلط تبذيل به ارتباط دوجانبه ومبادله گرديده است.

 اميدوارم كه مفيدفايده افتد.

  منابع ومأخذ:

 1.بازن،مارسل برصرژه،كريستيان،گيلان وآذربايجان شرقي.ترجمه مظفرامين فرشچيان 1365

.چاپ ا ول،انتشارات توس-تهران

  2.كتاب جامعه شناسي1 1384 – سال دوم رشته انساني

 3.مجله فصلنامه دبيرخانه علوم اجتماعي شماره7و8 زمستان وبهار1382

 4.مصاحبه با چندنفربافنده جوراب وگيوه – بويژه مادرم

 5.مشاهده مستقيم نگارنده

باتشکر

 از برادر ار جمند محسن مجاوری

 که باز حمات بسیار زیاد و با تجربه خود این مطالب را در اختیار این سایت قرار داد است .

 

 

صفحه اصلی

زبان و ادبیات تات

گفتمان تات شناسی

تاریخ و فرهنگ تات

آذری - تات - ترک

اجتماعت تات زبان

کتابخانه تات

پیوند ها

تماس با ما