![]() |
||
|
|
|
|
معرفي كتاب تاريخ ، زبان وفرهنگ آذربايجان ، فيروز منصوري، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، تهران 1379
يكي از موضوعات، كه با داشتن رابطه حياتي با امنيت ملي ما، هرگز متناسب باضرورت مورد توجه قرار نگرفته پاسخگويي جدي و اساسي به تهديداتي تاست كهپديدهاي با نام پانتوركيسم در حوزه فرهنگ و هويت، ما را با آن روبرو نموده است. اينتهديد با جعل تاريخ، انكار بنيانهاي فرهنگي و نفي هويت اقوام و جوامع، با استفاده ازابزار و امكانات تبليغي بسيار گسترده و مستمر، خود را نشان ميدهد. با تأملي اندك درحركتها وقايعي كه در رابطه با مسئلة آذربايجان از زمان وقوع انقلاب سوسياليستي درروسيه، تاكنون شاهد آن بودهايم با ملاحظه دگرديسي هايي كه در قلمرو زبانها ولهجههاي ايراني در برخي از نقاط مجاور حوزههاي رواج زبان تركي رخ داده، اذعانخواهيم نمود كه حلقه محاصره آن تهديد تنگتر و جديتر شده اما در مقابل اثري از يكاستراتژي دفاعي ديده نميشود. تهديد مذكور پيشتر نابسامان، پراكنده، فروخفته و همچنين آتشي از دور بوده اماعاملين آن پس از فروپاشي شوروي با هجوم استعماري به جمهوري جوان و نواستقلالآذربايحان و تدوين استراتژي جديد، در آنجا ستاد و سنگري تشكيل دادهاند كه نه تنهامنافع و مصالح ملي ما بلكه وجدانهاي بيدار علمي و فرهنگي نيز آن را برنميتابند. فولكلور اقوام تات و تالش از يكسو و كرد و لزگي، از سوي ديگر به غارت ميرود،زبانها و لهجههاي ايراني در نواحي مرزي شديداً آسيب ميبيند، هجوم فرهنگيخصوصاً به وسيله رسانههاي جمعي و پخش كاستهاي فيلم و موسيقي هر روز دامنةگستردهاي پيدا ميكند، عوامل وابسته و بريده از اصل خويش آشكارا، در داخل و خارج،پروژههاي توطئه را به اجرا ميگذارند، اشخاص مراجع و محافل فرهنگي متعددي بهصورت سازمان يافته با انتشار كتب و مقالات و نشريات به جعل و تحريف واقعياتتاريخي و فرهنگيونژادي ميپردازند. در عرصه چنين هماوردگاه نگراني برانگيزي اگر اثري از دفاع و روشنگري اصوليمشاهده شود از جانب عده محدودي از پژوهشگران فرهيخته كشور ماست كه از سروجدان بيدار علمي و حقيقت جويي و راست گويي هر چندگاه با نشر اثري پرده ازابهامات برميدارند و وظيفه خود را در پاسداري از حريم و كيان ايرانيت انجام ميدهند. كتاب گرانسنگ (مطالعاتي درباره تاريخ و زبان و فرهنگ آذربايجان) تأليف فيروزمنصوري، نمونهاي كم نظير از آن گونه آثار است. مؤلف با برخورداري از وسعتمعلومات و ديدگاهي شفاف و علمي و استفاده از انبوه منابع و اسناد معتبر ايراني وخارجي به زيباترين صورت از هويت ايراني آذربايجان غبارزدايي كرده است و ضمن آنجديد بودن نفوذ و رواج زبان تركي در آذربايجان و ديگر نقاط ايران را با استفاده از اسنادو استدلالهايي محكم ثابت نموده وعلل و عوامل و چگونگي رواج زبان تركي دربخشهايي از ايران را شرح داده و آينهاي از واقعيات تاريخي را به روي خواننده كتابمذكور گشوده است كه در آن ميتوان مراحل ورود و اسكان گروهها و طوايف ترك بهآذربايجان و اران و شيروان و آناتولي را از سده پنجم هجري تا برپايي دولت صفوي وتهاجمات استعماري قواي عثماني به ايالات شمالي ايران، از دوره صفويه تا اواخر دورهقاجار و حماسة پايداري مردمان آن ايالات را دربرابرمهاجمانمشاهده نمود. صفحه به صفحه كتاب (مطالعاتي درباره تاريخه زبان و فرهنگ آذربايجان) مزين بهمطالبي تاريخي است اما آن كتاب نه تاريخ است، نه پژوهش تاريخي و نه مباحث نظريتاريخ بلكه شهادت نامهاي تاريخيست بر وقوع يك نبرد و پايداري هزارساله فرهنگيبين مردمان ايراني زبان نيمههاي شمالي ايران تا قفقاز با مهاجمان بيگانه اعم از (اغوز ومغول و تاتار) اين كتاب سنديست موثق براي رد و ابطال پندارهاي سراسر جعل وتحريف آنهايي كه ميخواهند با تسميه تراشيهاي مضحك و استناد به مجموعهافسانههاي جديد و مجعولي مثل دد قورقود، تمام اصل و اركان و هويت زبان و فرهنگ وتاريخ ملتي بزرگ را در قلمرو گستردهاي از ايران ديروز و امروز زير و رو و حتي انكارنمايد. يكي از بديعترين و شيواترين بخشهاي كتاب مذكور مباحثي است كه به (تات) و(زبان تاتها) اختصاص دارد. در طول چند دهه اخير مقالات و كتب متعددي در ايرانمنتشر شده كه در آنها از تات و زبان تاتها سخن به ميان آمده است ولي بدون ترديد آنچهكه در اين كتاب آمده جامعترين و كاملترين آنهاست. فيروز منصوري نيز به درستي(تات) را نامي دانسته كه تركان بر ايرانيان اطلاق نمودهاند آنچنان كه اعراب ايرانيان راعجم ميخواندند و از تاتي به عنوان زبان ايرانيان پيش از رواج تركي ياد كرده و اينموضوع را با اسناد شواهد معتبر فراوان و ادله متقن بارها به اثبات رسانده و به صراحتاعلام نموده است كه (تا پايان قرن دهم هجري، زبان تركي در ايران متداول نبوده است.صفحه 279). اما چون معلوم نيست كه در اينجا منظورشان ايران سده دهم است يا ايرانامروز، اين توضيح را لازم ميدانم كه تا پايان سده دهم زبان تركي در شيروان و اران كهاكنون به غلط جمهوري آذربايجان و يا آذربايجان شمالي! خوانده ميشود نيز رايج نبود.بسياري از اسناد و مداركي كه در اثبات اين موضوع وجود دارد از شيروانيان و ارانيان بهيادگار مانده است. مثلا عباسقلي آقا باكي خانوف نويسنده برجسته اوايل سده 19 مشيروان ميگويد: (محالات واقع در ميان بلدتين شماخي و قديال كه حالا شهر قبه استمثل حوض و لاهج و قشونلو در شيروان و برمك و شش پاره و جزو پاين بدوق در قبه وتمام مملكت باكو سواي شش قرية تراكمه همين زبان تات را دارند) مدارك و شواهد موجود حاكي از آنند كه قلمرو رواج زبان ايراني موسوم به تات ازجانب شمال تا داغستان از غرب تا شبه جزيره كريمه و درياي سياه امتداد داشته.در اوايل دوره قاجار بخشي از اهالي شهر گنجه هنوز به زبان تاتي سخن ميگفتند و زبانادبي عموم اهالي فارسي بوده. تاتي زبانان گنجه كه آن زمان در اقليت واقع شدهبودند.محافلادبي و مساجد و تكاياي ويژه خود را داشتند. در آن شهر مسجد تاتها هنوزوجود دارد. دو بيت شعر كه به خط فارسي بر محراب آن مسجد نقش بسته و بيانگر تاريخاحداث مسجد مذكور (1302 ق) ميباشد، هنوز در خاطر نگارنده كه در سال 1373 بهخاكبوس نظامي رفته بود، باقي مانده است: اين بقعه مبارك در گنجه چون بناشد هم تكيه غريبان هم خانه خدا شد وز دست رنج فاني محراب شد مزين تاريخ تازه گفتم چون خانه خدا شد همچنين به يقين ميتوان گفت كه زبان مردم بخش ديگر از ولايات جنوب قفقاز،يعني اران نيز تركي نبوده است: مقدسي ميگويد (در ارمنستان به ارمني و در اران بهاراني سخن گويند - فارسي ايشان نيز فهميدني است و نزديك به فارسي است درلهجه. اي كاش مؤلف دانشمند كتاب «مطالعاتي درباره تاريخ، زبان و فرهنگ آذربايجان» بااحاطهاي كه بر جوانب موضوع تحقيق خود و ديدگاه علمي و روشني كه بر سير تحولاتاجتماعي و فرهنگي ايالات ماوراء ارس و كورا دارد، با استفاده از اسناد و منابع معتبر ومتنوعي كه از آنها بهره برده است. نظري هم بر مسئله ارضي آذربايجان در بستر تاريخميانداخت و پژوهشهاي ارزشمندي را كه تاكنون در اين زمينه منتشر شده است تكميلمينمود و متوليان امور مربوط به صيانت از تمدن و فرهنگ ايران و مسئوليني كه نگران ومال انديش به منافع ملي ما در حوزه مورد تحقق آقاي فيروز منصوري مينگرند، حداقلچنين آثاري را ترجمه و در ماوراءقفقاز در دسترس پژوهشگران و عامه خوانندگانعلاقمند قرار دهند تا آب خنكي باشد بر سرو روي آنهايي كه ناآگاهانه هيزم كش آتشمحافل پان توركيستي هستند. همچنين يقين دارم براي خوانندگان اين كتاب جالب توجه بود كه اگر مؤلف محترمفصل جداگانهاي را به مسأله آذربايجان در سده حاضر اختصاص ميداد و همانطور كهدر افشاء دسيسهها و جعل و تحريفها و نشان دادن چگونگي شفاف رويدادها از درونبه بيرون نگريسته است. نظري هم از برون به درون ميانداخت و چهره و نقش عاملينبيگانگان و گروه به اصطلاح روشنفكران اصل و نسب گم كرده ايراني را در رابطه بااجراي توطئههاي پان توركيسم در ايران نشان ميداد تا اگر هشدار مؤثري بر متوليانامنيت ملي ما نميشد، لااقل تسكين و تسلايي ميشد براي كساني همچون نگارنده كهدر كنار آن گروه از به اصطلاح روشنفكران شرم ميكشد كه بگويد من هم آذربايجانيام وروشنفكر. منبع : عبدلي علي ، مطالعاتي دربارهتاريخ ، زبان وفرهنگ آذربايجان ، روزنامه ابرار ، هشتم مهرماه
|
||||||||||||||