|
|
|
|
|
|
ملاحظاتي دربارهي زبان كهن آذربايجان مردم آذربايجان، پان تركيسم و پان ايرانيسم آرزوی پان تورکیستها برای تکه پاره شدن ایران به آذربايجاني، « ترك» گفتن خطاست
|
با درود مردم آذربايجان، پان تركيسم و پان ايرانيسم نمي دانم كجا بوديم و چه شد كه امروز محتاجيم وجود خودمان را اثبات كنيم. ديگر هيچ كس نمي خواهد بپذيرد كه ما زنده ايم. از قديم گفته اند: "شير، شير بود. اگرچه پير بود!" اما اين شيرپير چنان است كه گويي مرده و يا رمقي براي تكان دادن اعضايش نيز ندارد. اين شير را زنده زنده مي خورند. آزگاري است كه با هم زير همين سقف آبي زندگي مي كنيم. اما امروز كه سختي گريبانمان را گرفته، جالب است كه همه شانه خالي مي كنند و اگر پيش بيايد از تلنگري دريغ نمي كنند تا زمينمان بزنند. اين نه مهرباني است! مساله ايران و جدايي آذربايجان اگر چه به قدمت كردستان نيست اما به همان اندازه مهم است. اينكه عده اي در آذربايجان ميخواهند از ايران جدا شوند، چندان مهم نيست. اما اينكه ايران چه رفتاري در قبال آنها پيش مي گيرد از اهميت بالايي برخودار است. پان كه حالا ديگر ريشه اي بيش از 100 سال دارد، بلاي جان خاورميانه شده است. پسوند پان/Pan در انگليسي "همه، تمام يك چيز" معنا مي دهد. در اصطلاح، پان كسي است كه خواهان اتحاد چند گروه خاص به دليل وجود يك نقطه مشترك مهم بين آنها ميشود. اما امروزه پان كسي را به ذهن متبادر مي كند كه به آنچه مي انديشد تعصب دارد و مي گويد: "اين است و غير از اين محال." در مساله بين ايران و آذربايجان، ما شاهد دو دسته پان هستيم: پان هاي ترك و پان هاي ايران. اينكه كدام درست مي گويند ابدا مهم نيست. همين كه آنقدر تعصب دارند كه حاضر به ديدن حقيقت نيستند نشان مي دهد كه نبايد جدي گرفته شوند. آنها كه بايد جدي گرفته شوند، مردم آذربايجانند. حفظ آذربايجان به هر قيمتي، آنچه پان ايرانيسم جستجو مي كند اول از همه بگويم كه پان ايرانيسم/Pan Iranism را از ايراندوستي/Iranophile جدا كنيد. پان ايرانيسم ها كساني هستند كه خواهان اتحاد تمامي ايران و بازپسگيري تمامي كردستان، آْذربايجان ارمنستان، بلوچستان، افغانستان، تركمنستان و تاجيكستان هستند. آنها سعي دارند اين اتحاد را با سياستي اشتباه و رفتاري كاملا ناهنجار و با استفاده از اطلاعات و واقعيت هاي تاريخي به انجام برسانند. در اولين روياروي اشان آنها با پان تركيسم مبارزه ميكنند. اما نتيجه آنچه انجام ميدهند كاملا عكس مقصود آنها است. براي نمونه، اين افراد در سطح اينترنت با نوشتن مقالاتي در ارتباط با تاريخ آذربايجان به اثبات آنچه فكر ميكنند درست است مي پردازند. اما مشكل از آنجا شروع ميشود كه در بين مقاله اي كه قرار است باصطلاح علمي باشد از دادن شعارهاي ميهني و دشنام به دشمن نيز غافل نميشوند. با دادن دشنام و برخورد هاي عصباني با افراد مخالف و حتي آنها كه در واقع مخالف نيستند اما دگرانديشند، هر آنچه كه لازم است براي جبهه گيري افراد عادي نيز مهيا مي كنند. پان ايراني ها، متاسفانه، معتقد به استقلال انديشه و زبان براي تمام اقوام ايراني نيستند. حتي در بين اقوام آذربايجاني، پان ايراني هايي هستند كه از پارسي بعنوان تنها زبان رسمي كشور نام مي برند. آنچه براي اين افراد مهم نيست نگرش و تصميم مردم آذربايجان است. جدايي هميشگي آذربايجان از ايران، و پيوستن احتمالي آن به آذربايجان شوروي يا تركيه اول از همه اينرا در نظر داشته باشيد كه اهالي آذربايجان را از پان تركيسم جدا كنيد. پان تركيسم بصورت جدي با اسماعيل باي گاسپرينسكي در شوروي سابق آغاز مي شود؛ درباره اينكه چه هدفي دنبال ميكرده، خودتان قضاوت كنيد. اما به هرترتيب در آذربايجان ريشه دوانيده و امروز بجايي رسيده است كه اهالي باصفاي يك قوم كه تنها بدنبال استقلال زباني خويش هستند را تبديل به نيروي مهاجمي كرده است كه حاضر است سر مخالفانش را ببرد، ترور كند و اسلحه بدست بگيرد و بجنگد. اما براي چه؟ به چه قيمتي؟ ناآگاهي از تاريخ صحيح ايران و عدم استقلال زباني، ريشه ي اصلي ورود اهالي آذربايجان به جمع پان ترك هاست. پان ترك ها، كه همان عصبانيت و تعصبي كه از يك پان انتظار مي رود را دارا هستند، از اين مساله نهايت استفاده را مي كنند و كار به جايي مي رسد كه بعضي ادعاي نابرابري حقوق بين اقوام را در ايران مطرح مي كنند. حال آنكه همه مي دانيم كه در هزارسال گذشته اين ترك ها بوده اند كه به ايران حكمراني كرده اند؛ خطرناك ترين كاري كه پان ترك ها انجام مي دهند تاريخسازي است. آنها با استفاده از واقعيات تاريخي براي آذربايجان تاريخي ساختگي مي سازند؛ اين دقيقا همان كاري است كه شخصي مانند ناصرپورپيرار انجام ميدهد و جالب است كه او نيز در گفتارش همان عصبانيت و تعصبي را دارد كه تنها يك پان ميتواند داشته باشد. ولي ما مي دانيم كه بدون در نظر گرفتن موضوع زبان قومي، هيچ تفاوتي ميان ترك و پارس و كرد و لر در ايران وجود ندارد. در بقيه ي امور همه با هم يكسان هستيم. در بين هزاران مسئله طعنه آميزي كه امروز در كشور وجود دارد، اينرا نيز اضافه كنيد كه روزگاري پارسي قرار بود نقطه مشترك همه ما شود اما امروز عامل اصلي تفرقه ميان ما شده است. رفتار درست و مناسب در قبال مساله آذربايجان تاريخ مي گويد كه مردم آذربايجان بعد از ورود اوغوزها به آن ديار، دچار تغيير زبان از پارسي (به قولي با لهجه آذري) به تركي شده اند. حتي تحقيقات ژنتيكي انجام شده در آذربايجان، تشابهات بسيار آنها را با اقوام آريايي داخل ايران نشان ميدهد كه البته اين موضوع بسيار طبيعي بنظر ميرسد چرا كه قبل از ورود اوغوزها به آذربايجان مردم آن ديار همه از اقوام مادي بوده اند كه يكي از سه قوم بزرگ آريايي بحساب مي آيند. طبق گزارش دكتر مازيار اشرفيان بناب كه رهبري تيمي از ژنتيك شناسان دانشگاه كمبريج را برعهده داشته است، آذربايجاني هاي ايران Fst و نشانه هاي ژنتيكي مشابه با ترك هاي فلات آناتولي (تركيه) و ديگر اقوام ترك ندارند. اين در حالي است كه Fst و ديگر خصوصيات ژنتيكي آذري ها مانند MRca و mtDNA در موارد بسياري مشابه اقوام پارسي در ايران است. با فرض اينكه تمام آنچه گفته شد حقيقت باشد، باز حقيقتي عريان تر بنام مردم آذربايجان وجود دارد كه خود را تُرك مي دانند و به زبان تركي صحبت ميكنند. به قول سهراب سپهري: "پشت سر نيست هوايي تازه، پشت سر خستگي تاريخ است". از سر آنچه تاريخ مي گويد بگذريم. چه آلتايي و چه آريايي، بياييد به اين فكر كنيم كه بايد به مردم آذربايجان و به آنچه برايشان مهم است احترام بگذاريم، حتي اگر آنها حقيقت تاريخ را نپذيرند. شايد تنها راه حل موضوع آذربايجان، ايجاد حكومتي فدرال باشد كه به اين منطقه ي جداناشدني ايران اجازه دهد در مسائل داخلي اش از جمله انتخاب زبان قومي در كنار زبان ملي و مشترك از مردم آذربايجان راي گيري كند. در آن زمان بايد پان ايراني، پان ترك و ايران دوستان همه حرف خود را به مردم آذربايجان بزنند، و اين مردم آگاه آذربايجان باشند كه در اين مورد تصميم گيري نهايي را مي كنند
|
پیام کوتاه :
|