|
نخستین پژوهشگران برجسته زبان و فرهنگ تات :
سید احمد
کسروی
مورخ، اديب، نويسنده
و استاد دانشگاه
وی
فرزند "سيد قاسم تبريزي" است و در خانوادهاي روحاني در "تبريز" به دنيا
آمد. مقدمات علوم و ادبيات عرب را در مدارس قديم و زبان انگليسي را در
"مدرسه ی آمريكايي" تبريز فراگرفت. وي بعدها در همان مدرسه به تدريس
پرداخت، و در آن جا با مبلغان مسيحي، در دفاع از اسلام، بحث هایی مى كرد.
بعد از اعضاء "حزب دمكرات" شد و به "تهران" تبعيد گرديد. او مدتي به كار
دادگستري پرداخت و مناصبي را نيز عهده دار بود. از (1312 تا 1320 هـ.ش.)
مجله ی "پيمان" را غير مرتب منتشر مى كرد و بعد از شهريور ( 1320 هـ.ش.) به
نشر روزنامه ی "پرچم" پرداخت. در دانشكده ی الهيات نيز به تدريس "تاريخ"
اشتغال داشت؛ ولي به سبب بدگوييهايي كه از شعر ، شاعري، عرفان و ادب
ايراني كرده بود با استادي او موافقت نشد. وي با زبان پهلوي، ارمني و
فرانسه آشنايي داشت. "كسروي" در زمينههاي مختلف ادب، تاريخ، اجتماع،
اقتصاد و مذهب عقايد مخصوص به خود داشت. آن چه او در باب نقد ادبي و بررسي
شعر شاعران ايراني و به خصوص ادب و شعر صوفيه، به ويژه "حافظ" و "مولوي"،
نوشته از نوعي کم آگاهي از جوهر هنر و زيباييهاي آثار ادبي سرچشمه گرفته
است و بر روي هم ديدگاه نقد او با اين كه ديدگاهي اجتماعي است، اما در
مجموع نماينده ی نوعی تفاوت نگاه یا شاید ضعف تشخيص او در شناخت آثار ادبي
است. آراي او در نقد مذهب "شيعه" مسايلي بود، كه پيش از وي بر قلم بعضي از
نويسندگان اهل "سنت" جاري شده بود و دانشمندان شيعه نيز پاسخ آن ها را داده
بودند اما او با زباني نه چندان زیبا، همان نظرها را رواج داد. وي "عضويت
انجمن آسيايي"، "عضويت همايوني"، "انجمن جغرافيايي آسيايي" و "عضويت آكادمي
آمريكا" را داشت. كسروي يكي از پر كارترين نويسندگان دوره ی اخير است كه
متجاوز از هفتاد كتاب و رساله، علاوه بر مقالات بسيار، از وي منتشر شده
است. او سرانجام در يكي از محاكم وزارت دادگستري به وسيله گروهي از
"فدائيان اسلام" به قتل رسيداز آثار او در زمينه تاريخ: "تاريخ مشروطه
ايران"؛ "تاريخ هيجده ساله آذربايجان"؛ "تاريخ پانصد ساله خوزستان"؛ "شيخ
صفي و تبارش"؛ "شهرياران گمنام"؛ "تاريخچه شير و خورشيد"؛ "تاريخچه چپق و
قليان"؛ "نادر شاه"؛ در زمينه ی مذهب، "آئين كژي"؛ "ورجاوند بنياد"؛ "در
پيرامون اسلام"؛ "در پيرامون روان"؛ "صوفي گري"؛ در زمينه مسايل سياسي و
اجتماعي : "كار و پيشه و پول"؛ "در راه سياست"؛ "فرهنگ چيست"؛ "افسران ما"؛
در زمينه مسايل مربوط به زبان شناسي و دستور:"آذري يا زبان باستان
آذربايگان"؛ "زبان پاك"؛ دستور زبان؛ "زبان فارسي"؛ "نام هاي شهرها و
ديههاي ايران". زمينه نقد ادبي و مباحث هنري: "حافظ چه مى گويد"؛ "در
پيرامون ادبيات"؛ "در پيرامون شعر و شاعري".
منبع
: وب سایت گسترش زبان و ادبیات فارسی
http://www.persian-language.org/farhang/Farhang.asp?ID=348&P=1
عبدالعلي
كارنگ
عبدالعلي
كارنگ به سال 1302 ش. در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و
متوسطه را در همان جا گذراند و سپس وارد دانشسراي مقدماتي گرديد .
وي در سال 1320 به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و درسمتهاي
آموزگاري، دبيري، مدرّسي مدارس عالي، رياست دبيرستان و رياست آموزش و
پرورش در مناطق مختلف آذربايجان به خدمت خود ادامه داد.
شادروان عبدالعلي كارنگ در دو رشتهي زبان و ادبيات فارسي و علوم تربيتي
از دانشگاه تبريز فارغ التحصيل شده بود و سال ها در همان دانشگاه به تدريس
پرداخته بودند. وي در عمر كوتاه ولي پربركت خود آثار بسيار نفيس و
ارزشمندي برجاي گذاشت و خدمات قابل توجهي به فرهنگ آذربايجان نمود. ايشان
در سال 1350 بازنشسته گرديده و در سال 1358 دار فاني را وداع گفتند.
مهم ترين تأليف ايشان جلد اول كتاب آثارباستاني آذربايجان در سال 1351است
كه در سطح كشور عنوان كتاب برگزيده ي سال را دريافت كرده بود. از ديگر آثار
ايشان مي توان به كتاب هاي ارزشمند تاتي و هرزني در سال 1333 و دستور زبان
كنوني آذربايجان در سال 1340
و تصحيح وقفنامه ي ربع رشيدي در سال 1357 و ترجمه ي كتاب تاريخ تبريز نوشته
ي مينورسكي
اشاره كرد.
استاد ايرج افشار در كتاب نادره كاران در باره ي آن مرحوم مي نويسد:
يک سال پيش (بهار 1358) عبدالعلی کارنگ در تبريز در سنی نزديک به پنجاه و
شش و هفت وفات کرد. او متولد تبريز بود و دوستدار استوار شهر خويش، و از
ادبا و دانشمندان فريفته به فرهنگ و مدنيت ايراني. مردی نجيب و انسان تمام
بود. در تحقيق و تتبع پيش آمده بود و کارهای باارزش او بيشتر در زمينه
مطالعات مرتبط با خطه آذربايجان بود، به همين لحاظ خدمات منحصر و مفيدی
عرضه کرد که ازو شايسته و برازنده بود.
درين سال های اخير اوقات را به تجسس علمی و بازبينی در ابنيه و آثار تاريخی
آذربايجان می گذرانيد و درين زمينه کاری کرد که هيچ کس ديگر بدين حد از
توفيق نرسيد. حاصل زحماتش کتاب گران قدر آثار باستانی آذربايجان است که در
سال 1351 توسط انجمن آثار ملی به چاپ رسيد. کارنگ اين کتاب را زير نظر خود
در تبريز تهيه و تدوين کرد و با دقت و ممارستی که در کارهای چاپی يافته بود
آن را به ترتيب پسنديده و مطلوبی به چاپ رسانيد.
کارنگ با امور نشر و چاپ آشنايی داشت، زيرا پايه گذار و مدير شعبه مؤسسه
انتشارات فرانکلين در تبريز بود و کتاب هايی چند به همت و هدايت او در آن
شهر انتشار يافت.
کارنگ تا مريض نشده بود و قلبش از توان طبيعی نيفتاده بود، با شوق تمام در
جلسات کنگره های تحقيقات ايرانی شرکت می کرد. قصدش بيش تر آن بود که دوستان
و همفکران و همکاران را ببيند. در اغلب اين سفرها، ميرودود سيد يونسی با او
همراهی می کرد. خطابه های کارنگ در همه اين کنگره ها شنيدنی و پرمطلب بود.
حق آن است که مجموعه آن ها به انضمام مقالاتی که در مجله هاي ادبی و تاريخی
تهران و تبريز نشر کرد در يک دفتر جمع و طبع شود. کارنگ سنوات خدمت دولتی
را در معارف گذرانيد و از کسانی است که نسبت به پيشرفت و توسعه کتابخانه
ملی شهر تبريز شوق بسيار مبذول کرد و در مقام عضويت در شورای مديره آن جا
وجودی مؤثر بود.
آخرين کار ارزشمند آن مرحوم تصحيح قسمت مربوط
به آذربايجان از وقفنامه ربع رشيدی است که به خواهش مرحوم مجتبی مينوی و من
انجام داد و به چاپ رسيد و ترديد نيست کسی شايسته تر ازو شناخته نبود که بر
اعلام جغرافيايی آن سامان وقوف داشته باشد و بتواند مشکلات تاريخی را به
سرپنجه اطلاعات و شم بصير خود و تسلط در متون روشن کند.
براي اطلاع بيش تر از شرح حال و آثار ايشان مي توانيد به جلد چهارم كتاب
مهر معلم چاپ سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان شرقي و
كتاب نادره كاران استاد ايرج افشار
مراجعه فرماييد.
احسان یارشاطر

اپریل 1920 در همدان به دنیا آمد. پدرش
تاجری اهل مطالعه بود و مادرش زنی هنرمند
که نی مینواخت و آوازی خوش داشت و عشق به
موسیقی و ادبیات او بود که الهامبخش
پسرش شد، 11 ساله بود که مادر را از دست داد و
یک سال بعد پدر را به تهران رفت تا
تحت سرپرستی داییاش که فرد نیکوکاری بود و
ساختمانی را وقف بیمارستان میثاقیه کرده
بود، قرار گیرد.
در سال 1934 با بورس تحصیلی به دانشسرای مقدماتی
رفت. معلم ادبیات فارسی، محمدعلی
عامری روی او تدثیر بسزایی داشت و او را به
ادبیات علاقمند کرد. با بورس بعدی به
دانشگاه تهران راه یافت و زبان و ادبیات فارسی
خواند. در سال 1941 لیسانس گرفت و در
مدرسه علمیه تهران مشغول تدریس شد. همزمان حقوق
خواند و در سال 1944 دومین لیسانس
خود را در این رشته گرفت. سپس به عنوان استادیار
در دانشکده تکنولوژی مشغول به کار
شد. موقعیتی پیش آمد که بتواند در دانشگاه لندن
به مطالعات خود در رشته زبانها و
فرهنگ پیش از اسلام ادامه دهد. همزمان به
فراگیری زبانهای دیگر هم پرداخت و بجز
انگلیسی، آلمانی و فرانسه را هم آموخت.
در 1953 فوق لیسانس گرفت و برای ادامه تحقیقاتش
درباره زبانها و لهجههای بومی
ایران به ایران بازگشت.
در 1954 بنگاه ترجمه و نشر کتاب را بنیاد گذارد.
در 1957 با ایرج افشار انجمن کتاب
را پایهگذاری کرد و همان سال «راهنمای کتاب» که
فصلنامه بود منتشر ساخت. از سال
دوم راهنمای کتاب به ماهنامه تبدیل شد و حاوی
نقد کتاب و مقالاتی دربارۀ ادبیات و
زبان فارسی بود.
انجمن کتاب همچنین نمایشگاه سالانه کتاب را در
تهران سازماندهی کرد.
در خلال این سالها برای مجلات و نشریاتی چون
مهر، سخن، یغما و بولتن دانشکده ادبیات
دانشگاه تهران مقاله مینوشت.
در سال تحصیلی 59-1958 به عنوان استادیار
دانشگاه کلمبیا مشغول به کار شد. در 1960
به ایران بازگشت و در کنگره بینالمللی
شرقشناسی مسکو تز دکترای دانشگاه لندن خود
را به نام «تکلم لهجه تاتی در جنوب قزوین» ارائه
کرد. سال بعد با لطیفه علویه که
چند سال پیش از آن با او آشنا شده بود و علائق
مشترکی داشتند ازدواج کرد.
با تأسیس بخش خاورمیانه دانشگاه کلمبیا در سال
1961 بخش مطالعات ایران به او سپرده
شد. پس از هر سال تحصیلی و فراغت از تدریس در
تابستانها به ایران میرفت تا ارتباط
نزدیک خود را با انجمن کتاب حفظ کند. استراحت دو
ساله خود را از 64 تا 66 در ایران
گذراند. در سال 1964 بنیاد پهلوی تأسیس شد و
بنگاه ترجمه یکی از وابستههای آن شد.
در همین دوران دو جلد کتاب « نقاشی نوین» را تحت نام
قلمی رهسپار، نامی که برای
نقدهای هنری از آن استفاده میکرد، منتشر ساخت.
از دیگر کارهای بنگاه ترجمه «مجموعه ادبیات
خارجی»، «مجموعه ایرانشناسی» و «فهرست
کتابهای چاپی فارسی» بود
دکتر
یارشاطر در سال 1340 با لطیفه الویه ازدواج کرد که صاحب فرزندی نیست
ولی آنقدر کتاب و مجله و نشریه و مقاله تهیه و
تنظیم کرده که همه اینها
فرزندان او هستند. اکنون در آمریکا اقامت دارد و برای
جلب کمک ایرانیان به
نشر ( ایرانیکا ) به نقاط مختلف دنیا سفر می کند. مجله
گردون می نویسد :
سرانجام همت انسانی فرهنگدوست از نقطه ای که در ذهنش پدید آمده بود به
مثابه هسته ای در دل خاک، درختی تناور و پربرگ،
بال گسترد و دانشنامه
ایران شکل گرفت تا فرهنگ ما را برای جهانیان تعریف کند.
وب سایت
مرکز دایرت المعارف بزرگ اسلامی .
http://www.cgie.org.ir/showbuilderB.asp?id=176&p=3.
یحیی
ذُکاء
ایرانشناس و
پژوهشگر تاریخ هنر ایران
.يحیی
ذكاء پژوهشگر، نويسنده، استاد دانشگاه، و از كارشناسان برجسته آثار هنري،
در سال 1302 در تبريز چشم به جهان گشود. جدش،
حاج میرزا علی اعیان،
از تجار معروف
تبریز بود. پدرش
ميرزاعلي نقي ذكاء كارمند
راهآهن بود و
سپس به
بانك ملی انتقال
يافت. وي در سال 1316 از تبريز به تهران آمد و پس از دو سال به
بانك قزوين منتقل شد، تا
اينكه مجددآ در سال 1321 به تهران آمد.ذكاء تحصيلات ابتدايي را در مدرسه
رشديه تبريز و ترغيب تهران گذراند و
دوره اول متوسطه را در
دبيرستانهاي تمدن تهران و پهلوي قزوين فرا گرفت.
پس از انتقال مجدد پدرش به
تهران، دوره دوم متوسطه را حدود سالهاي
1321-1322 در
دبیرستان فیروز بهرام،
در رشته ادبي، گذراند و از محضر استادان برجستهاي چون
ذبیحالله صفا،
پرویز ناتل خانلری،
محمدحسین مشایخ فریدنی،
و
محمدجواد تربتی
بهره گرفت.
ایرج افشار،
هوشنگ كاووسی، و
احمد فتحی از
همدورههاي او در اين مدرسه بودند. وي حدود سالهاي 1321-1322 دوره
ايرانشناسي را نيز كه به همت مرحوم
ابراهیم پورداوود
و
محمد معین در
تالار اين مدرسه برگزار ميشد گذراند. افزون بر آن، دوره تخصصي رشته
كتابداري را كه در طي سالهاي دهه 1320 در محل
باشگاه دانشگاه تهران
تشكيل گرديده بود گذرانيد. در سال
1333، از
دانشكده ادبیات دانشگاه تهران
در رشته باستانشناسی با رتبه اول
فارغالتحصيل شد كه از نخستين فارغالتحصيلان اين رشته بود.س از گذراندن
دوره نظام در آذربایجان، و پيش از آنكه به استخدام رسمی دولت درآيد، از سال
1330 به بعد چندين سال متوالی در
دبيرستان انديشه (مدرسه
سالزينها موسوم
به
سن ژان تسكو) به
تدريس پرداخت. در 14 بهمن 1335 به استخدام رسمي دولت در آمد، و بيش از يك
سال در كتابخانه
دانشكده حقوق در
كنار دانشپژوه، محمدتقي، ايرج افشار، و
محمد مشكوة به
كسب تجربه كتابداری پرداخت؛ و سپس به
اداره هنرهای زیبای كشور
كه بعدها به
وزارت فرهنگ و هنر
تبديل گرديد، رفت و مسئوليتهايي
چون كارمند و كفيل اداره موزهها و فرهنگ عامه (1335-1336)، رئيس
موزه هنرهای تزئینی (1337)،
معاونت اداره كل موزهها و فرهنگ عامه (1340)، رئيس
موزه مردمشناسی (1341)،
رئيس انتشارات ادارات كل باستانشناسي و فرهنگ عامه و موزهها و حفظ بناهاي
تاريخی (1345)، رئيس
كتابخانه ملی ایران (1347،
حدود يك سال)، و مشاور وزير فرهنگ و هنر (1349 تا اواخر دوران
خدمت، 1357) را برعهده
گرفت. يحيي ذكاء پس از سالها اشتغال در اداره
هنرهاي زيبا و وزارت فرهنگ
و هنر در پنجم شهريور سال 1357 با پست مشاورت
وزير فرهنگ و هنر بازنشسته
شد و پس از آن تا پايان عمر به فعاليتهاي
فرهنگي و تحقيق و تفحص و
تأليف مشغول بود، بهطوري كه در سالهاي آخر عمر،
با وجود بيماري و كهولت،
همچنان با روحيهای خستگيناپذير در عرصه
پژوهشهای فرهنگي كشور فعال
و با عنوان كارشناس برجسته
موزه هنرهای معاصر
و مشاور عالي
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
به تلاش ارزشمند خود ادامه ميداد.
کتابها و مقالات متعددی از ایشان به چاپ رسیده است. از جمله:
وي در 28 دي 1379، پس از ماهها بيماری، براثر از كارافتادگی كليه، در
تهران درگذشت و در بهشتزهرا در قطعه هنرمندان به خاك سپرده شد.
پس
از درگذشت وی، در مراسم بزرگداشتي كه در روزهاي چهارم و پنجم خرداد
ماه 1380 در محلّ خانه
قديمی و بازسازي شده "لالهایها" واقع در
تبريز برگزار
گرديد، اين خانه به نام "دفتر پژوهشهای تاريخی و فرهنگی يحیی
ذكاء" ناميده شد، و
كتابخانه او كه شامل بيش از چهار هزار كتاب و تعداد
زيادي دورههاي مختلف مجلات
علمي و فرهنگي در رشتههاي تاريخ، ادب، هنر، و
زبانشناسی ميشد در اين
خانه جای گرفت
علي عبدلي
تات و تالش شناس
كوشش هاي ادبي و پژوهشي اش را در اوايل دهه ي پنجاه با پيوستن به زمره
نويسندگان راديو گيلان و همكاري با مطبوعات آغاز كرد . پس از انقلاب اسلامي
فعاليتهاي پژوهشي خود را به صورت تخصصي در زمينه ي تات و تالش شناسي ادامه
داده است ودر اين زمينه علاوه بر چاپ دهها مقاله ي پژوهشي در مطبوعات ،
روزنامه نگاري ، اجراي پروژه هاي تحقيقي ، شركت و سخنراني در همايشهاي
ايران شناسي ، همكاري در ساخت چند فيلم مستند مربوط به تالش و غيره ،
تاكنون 17 جلد از آثار پژوهشي خود را منتشر كرده است:
1352 . معرفي در هفته نامه ادبي معتبر فردوسي به عنوان يکي از 10 شاعر
جوان برتر کشور و اختصاص سه صفحه به معرفي ايشان .
1354 - داير نمودن برنامه (سيري در تالش ) در راديو گيلان .اوج گرفتن
فعاليت هاي فرهنگي .
1358 - انتشار مجموعه شعر جنگل و جنازه و انتشار نشريه دامون به اتفاق
آقايا ن بشرا،پوراحمد جکتاجي ، مراديان گروسي و شادروان مظفري.
1363 - انتشار فرهنگ تاتي و تالشي و سپس كتاب تالشي ها كيستند . مشاركت
در ساختن فيلم هاي مستند تالش ، زغالپزان ، عيد اهل سنت ، كوئج داير كردن
يك مغازه كوچك كتاب و نوشت افزار فروشي براي تامين معاش.
1368 - انتشار كتاب ترانه هاي شمال ، تاتها و تالشان و ويرايش دوم تالشي
ها كيستند .
1373 - دعوت به جمهوري آذربايجان و دريافت دكتراي افتخاري از آكادمي ملي
آن كشوربه پاس بنيانگذاري تالش شناسي در ايران . انتشار كتاب نظري به جامعه
عشايري تالش و نخستين نشريه تالش با نام ) ويژه تالش ). سخنراني در همايش
فرهنگ و ادبيات گيلان - دانشگاه گيلان . سفر به جمهوري آذربايجان در ترکيب
يک هيات پژوهشي از سوي استانداري گيلان و گردآوري حدود 200 برگ سند جديد در
مورد نهضت جنگل.
1378- انتشار كتابهاي : تاريخ كادوسها ، مشاهير تالش ، چهار رساله در
زمينه تاريخ و جغرافياي تالش . شركت و سخنراني در همايش هاي نوروز در تخت
جمشيد ، محرم در فرهنگ مردم سازمان ميراث فرهنگي . انتخاب به عنوان پژوهشگر
برگزيده سال گيلان.
1379اعزام به جمهوري آذربايجان از سوي سازمان صدا و سيما به اتفاق بهمن
کاظمي براي انجام پژوهش در زمينه موسيقي فولکلوريک و گرد آوري بخش مهمي از
آخرين بقاياي موسيقي اصيل تالش شمالي.
1380 - انتشار كتاب هاي فرهنگ تطبيقي تالشي - تاتي - آذري ، ادبيات تات
و تالش ، اخبار نامه و آفتاوَ جار( مجموعه اشعار تاتي و تالشي ) . شركت
وسخنراني در همايش هاي فرهنگ گيلان زمين دانشگاه تهران و تات شناسي -
دانشگاه آزاد تاكستان .انتخاب به عنوان پژوهشگر برگزيده سال گيلان .ترجمه و
انتشار كتاب تاريخ كادسها در جمهوري آذربايجان .
1384 - انتشار كتاب نگاهي به گذشته تالش. شركت و سخنراني در همايشهاي
مختلف استاني. دريافت جايزه ادبي دكتر معين . بنيانگذاري مؤسسه تالش شناسي
.
1386 - انتشاركتابهاي : تاريخ تالش و خوراكهاي تالشي .
1387- انتشار كتاب ترانه هاي مردم و نغمه هاي شادي، دعوت به شانزدهمين
جشنواره توليدات مراکز صدا و سيما .دريافت ديپلم افتخار به عنوان بهترين
پژوهشگر از سازمان صدا و سيما
ضمنا ايشان در حال حاضر علاوه بر مديريت موسسه تالش شناسي و عضويت افتخاري
آكادمي ملي جمهوري آذربايجان ، عضو پيوسته بنياد ايران شناسي و انجمن علمي
دبيران تاريخ استان گيلان هستند و مديريت سايتهاي تالشان و تاتها را نيز
برعهده دارند .
مقصود حاجی
اف
ازشعرا
و پژوهشگران تات زبان جمهوری آذربایجان
در سال 1935 م ، در روستای گومور از
توابع شهرستان قوناق کند ( قوبای کنونی ) متولد شد . پس اتمام تحصیلات
ابتدایی و متوسته در زاد گاه خود به با کورفته و تا نامزدی دکترای شرق
شناسی ادامه تحصیل داد و سپس در انستیتوی زبان شناسی آکادمی علوم آن شهر
استخدام گردید .
حاجی اف به سبب داشتن تسلط بر زبان
فارسی ، از سوی روسها چند سال مامور خدمت در اصفهان بود و نیز زمانی که
افغانستان در اشغال روسها قرار داشت ، به آن کشور اعزام گردید و به سمت
دبیردوم ، در سفارت شوروی مشغول به کار شد و در همان زمان ضمن تدریس در
دانشگاه دولتی کابل ، به کارهای پژوهشی در زمینه های زبان و ادبیات افقان
پرداخت و مقالات و رساله هایی را تالیف و به چاپ رساند .
حاجی اف پس از بازگشت از افغانستان به
همکاری با دانشنامه آذربایجان دعوت شد و مقالاتی از او در جلد های 4، 7 و 9
آن دانشنامه علمی بزرگ از او چاپ شد . ایشان همچنین با جدیت و به صورت
تخصصی به تحقیق در زمینه زبان و فرهنگ تاتهای جمهوری آذربایجان پرداخت و
موفق به تالیف و انتشار آثار ارزشمندی گردید.
شماری از آثار مقصود حاجی اف به شرح
زیر می باشد :
دستور زبان گویش تاتی ، باکو 1971
خلاصه ای از مردم نگاری تاریخی ایران
( به زبان فارسی ) اصفهان ، 1973
واژه نامه فنی فارسی و روسی ، 1974 ،
اصفهان
پنج سال به زبان همسایه ، باکو ، 1976
انعکاس مسایل سیاسی و ملی در ادبیات
افغان ( به زبان دری و روسی ) ، کابل 1988
موضوع صلح در ادبیات افغانستان ، کابل
، 1988
زبان تاتهای آذربایجان ، باکو ، 1995
گنجینه شادیها و سوگها در فرهنگ تاتها ، باکو ، 1995
دوتا بیرار ( مجموعه افسانه های تاتی
) باکو ،1993
واسال ( اشعار تاتی ) ، باکو 1994
با آفتاب در یکجا ( اشعار تاتی ) ،
باکو 1997 .
www.tatha.fagig.com
|