استفده از مطالب این پایگاه با ذکر نام منبع ، نویسنده/مترجم آزاد است

صفحه اصلی

زبان و ادبیات تات

گفتمان تات شناسی

تاریخ و فرهنگ تات

آذری - تات - ترک

اجتماعت تات زبان

کتابخانه تات

پیوند ها

تماس با ما

 

 

زبان کنونی آذربایجان

 دکتر جواد هیئت(( دکتر جواد هیئت از اهالی شهر تبریز و پسر مرحوم میرزا علی هیئت است که در دوران پهلوی از رجال بود که به وزارت هم رسید و امور عمده دادگستری را عهده دار بود. دکتر جواد تحصیلات پزشکی را در ایران و ترکیه و فرانسه انجام داده و دوره تخصصی جراحی را طی کرده و جراح معروف قلب است وی علاوه بر رشته تخصصی خود در زبان ترکی نیز تحقیقات و تالیفاتی دارد و پس از انقلاب مجله وارلیق را به زبان آذربایجانی تاسیس نموده است)) در کتاب خویش (سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی) که تحقیقات عمده ای در زبان و لهجه ترکی نموده است زبان آذربایجان و ساکنان ترکیه را اوغوز( اوغوزها اجداد ترکان آسیای صغیر و آذربایجان و عراق و ترکمن ها و مهمترین قبیله ترکها بوده که قبل از اینکه مسلمان گردند در شمال ترکستان زندگی می کردند.آنها بعد از پذیرش اسلام با تشکیل یکی از بزرگترین امپراتوریها مثل سلاجقه و عثمانی نقش مهمی در تاریخ ایفا کردند.) می نویسد در اینجا اشاره مختصری به آن می کنیم:اوغوزها که در متن عربی آن را غوز نامیده اند اجداد ترکان آسیای صغیر و آذربایجان و ترکمنها را تشکیل می دهند و مهمترین اقوام ترک هستند. قبل از آنکه اسلام بیاورند در شمال ترکستان زندگی می کردند..دکتر جواد هیئت می نویسد:

 ترکی آذربایجانی هم مانند ترکی ترکیه و ترکمنی شاخه ای از ترکی اوغوز است و علاوه بر آذربایجانی در بسیاری از مناطق ترک نشین ایران و عراق و آناطولی شرقی(قارص ــ اردهان ــ وان ــ ایندیر) بدین زبان تکلم می کنند. این زبان مانند هر زبان دیگر دارای چندگویش محاوره ای و یک زبان ادبی است که شکل عالی زبان عمومی آذربایجان است و موضوع بررسی زبان ترکی آذربایجانی را تشکیل می دهد. زبان ادبی ترکی آذربایجانی دارای دو شاخه کتبی و شفاهی است که اولی ادبیات کلاسیک و دومی ادبیات شفاهی آن را تشکیل می دهد. ترکی آذربایجانی یکباره به وجود نیامده بلکه در طول قرنها از اختلاط و آمیزش لهجه های اقوام مختلف مخصوصا اوغوز و قبچاق تشکیل شده و به شکل زبان واحد مردم آذربایجان درآمده است. در تشکیل این زبان غیر از لهجه های ترکی(اوغوز ــ قبچاق ــ ترکی شرفی) تا حدودی زبان مغولی و زبان تاتی یا بومی نیز دخالت داشته و در مورد تشکیل زبان ترکی آذربایجان به صورت زبان واحد عموم مردم آذربایجان نظرات دانشمندان کمی متفاوت است. اغلب مولفین غربی معتقدند این زبان بعد از آمدن ترکان سلجوقی یعنی از قرن ۱۱ میلادی زبان اکثریت مردم را تشکیل داده و پس از استیلای مغول و مهاجرتهای تازه ترکان در زمان ایلخانیان در قرن ۱۲ میلادی به شکل زبان عامه مردم این سامان درآمده است. در صورتی که مولفین شوروی معتقدند در بین قرنهای ۷ ــ ۱۰ این زبان شکل زبان عمومی واحد را پیدا کرده و از آن پس هم به سیر تکاملی خود ادامه داده است. قدر مسلم این است که تاریخ زبان ترکی در آذربایجان با تاریخ مهاجرت اقوام ترک به این منطقه ارتباط مستقیم دارد

 نظر علامه دهخدا

 پس ازآنکه نظر دکتر جواد هیئت را در مورد زبان رایج در آذربایجان نقل نمودیم در اینجا نوشته استاد علامه علی اکبر دهخدا را نیز در این مورد نقل می کنیم دهخدا می نویسد:

 چون مسئله تحقیق در زبان آذربایجان تاکنون محل احتیاج عمومی نبوده است بالطبیعه کسی تا به حال به صرافت آن نیفتاده و زحمت تتبع و تفتیش در کتب را در این باب به خود نداده است و این فقره یعنی فارسی بودن زبان آذربایجان که در عهد خود الی قرن هفتم هجری از بدیهیات بوده است(همانطور که فارسی بودن زبان اهل فارس امروزه مثلا برای ما از بدیهیات است) و کسی به فکر اثبات آن معاصرین یا برای آیندگان نمی افتد. کم کم پس از ظهور تدریجی زبان ترکی در آن مملکت به واسطه و بعد عهد و مادی مدت و تناسی اختلاف ستیزه اسلاف را و کساد بازار علم و ادب امروزه از نظریات شده است که سهل است در این اواخر همسایگان جاهل یا متجاهل ها برای پیشرفت پاره ای اغراض معلومه الحال خود از جهل عمومی معاصرین استفاده نموده بدون خجالت بدون مزاح ادعا می کنند که زبان اهالی آذربایجان از اقدم ازمنه تاریخی الی یومنا هذا همواره ترکی بوده است.

 زبان اهالی آذربایجان در قبل از اسلام

 علامه دهخدا قزوینی در مورد زبان آذربایجان در قبل از اسلام استناد به قول مستشرق شهیر آلمانی استاد مارکوات(DR.J.Marquart ) می کند و می نویسد:

 دیگر اینکه مارکوات مستشرق شهیر آلمانی در کتاب ایرانشهر صفحه ۱۲۳ می گوید که اصل زبان حقیقی پهلوی عبارت بوده است از زبان آذربایجان که زبان کتبی اشکانیان بوده و چون مارکوات از فضلای مستشرق و از موثقین آنهاست و لابد بی ماخذ و بدون سخن نمی گوید و از آن طرف به شهادت عموم مولفین قدما از قبیل ابن المقفع(کتاب الفهرست صفحه ۱۳) و حمزه اصفهانی(معجم البلدان در فهلو) و خوارزمی(در مفاتیح صفحه ۱۱۶ و ۱۱۷ ) زبان اهل آذربایجان پهلوی بوده است.پس از مجموع شهادتات قریب به یقین بلکه یقین حاصل می شود که آذری یکی از نزدیکترین لهجه های متکثره زبان فارسی (اگر نگوییم نزدیکترین همه آنها)بوده است...

 اوستا

 سید احمد کسروی در مورد زبان آذربایجان در قبل از اسلام به کتاب مذهبی زرتشتیان ((اوستا)) اشاره کرده و چنین نوشته است:((درباره زبان آذربایجان نیز گذشته از چیزهای دیگر یک نمونه بسیار نیکی از زبان آنجا در آغاز تاریخ آنجا در دست است و آن اوستا می باشد. زیرا زرتشت را چنانچه نوشته اند برخاسته از آذربایجان بوده و از سوی زبان اوستا خود می رساند که در شمال سروده شده است)) وی در جای دیگر رساله خود می نویسد:

 ...از این روست که ما میدانیم اوستا به زبان شمال است زیرا چون می سنجیم نشانه های شمالی در آن می بینیم. ار آن سوی همیشه زرتشت را از مردم شمال شمرده اند و بیشتر او را برخاسته از آذربایجان دانسته اند. از این روی می توان اوستا را نخستین نمونه از زبان آذربایجان پنداشت. باید بی گفتگو پذیرفت که نامهایی که بر روی رودها کوهها و آبادیها و مانند اینها گذارده شده از زبان مردمی است که نام ها را گزارده اند و اینها هرکدام معنایی در آن زبان داشته و همانا از روی آن معنا که نامش گردانیده اند.

 آذربایجان

 کسروی تحقیقاتی نیز در کلمه آذربایجان دارد که خلاصه ای از آن را اینجا نقل می کنیم:

 این نام از زبان ایرانی آمده و خود دلیلی است که مردم دیرین آذربایجان جز از نژاد ایر( یا آر)نبوده اند.بعد کسروی شرحی در مورد آتورپات سرداری ایرانی که آذربایجان را از افتادن به دست یونانیان نگهداشت و از نام وی کلمه آذربایجان درست شده نوشته بعد اضافه می کند:اما معنی این نام چنانکه گفتیم آن از دو بهر پدید آمده: یکی ((آتورپات)) و دیگری ((گان)).آتورپات خود از دو بهر پیدا شده یکی از ((آتور)) و دیگری از ((پات)) پس می باید گفت نام از سه بهر پدید آمده: ۱)آتور ۲)پات ۳)گان. ما هریک را جداگانه باز می نماییم

  1. آتور:این کلمه به معنی آتش و خود همانست که امروز ((آذر)) گفته می شود. باید دانست بسیاری از تاوهای زبان پهلوی در فارسی ذال گردیده و اینست که ذال در فارسی بسیار بوده تا پیش از زبان مغول آورده می شده لیکن سپس کم کم دال شده و جز در چند کلمه از آذر و گذشتن نمانده است.
  2. پات:معنی درست این کلمه را نمی دانم...
  3. گان:این کلمه در آخر نامهای آبادی بسیار آمده چنانکه در نامهای زنگان و ارزنگان و گرگان و بسیار مانند اینها و معنی آن نیز جا و سرزمین است...

 بدین سان ((آتورپاتگان)) کنون ((آذربایگان)) یا ((آذربایجان)) گردیده و معنی آن نیز ((سرزمین آتورپات)) یا ((آتورپاتی)) است.

 بعد از اسلام

 در مورد پی بردن به ملیت و زبان اهالی آذربایجان در بعد از اسلام خوشبختانه مدارک و منابع زیادی در اختیار داریم.علما و دانشمندان و جغرافیدانان اسلامی در قرون مختلف به زبان و ملیت اهالی آذربایجان اشاره نموده و نوشتجاتی از آنان باقی مانده است که با مراجعه به آن مدارک موضوع روشن می گردد.

 توح البلدان.مولف این کتاب بلاذری در باب فتح آذربایجان به وسیله اعراب می نویسد:((....و فی کلام اهل آذربیجون...))چون در اینجا به ترکی و غیره اشاره نمی کند و زبان آذربایجانیان را ((در کلام اهل آذربیجون)) می نویسد بدون تردید مقصود از کلام آنها زبان آذری اشاره شده است.

 البلدان.علامه دهخدا در مورد زبان و اهالی آذربایجان می نویسد:در کتاب البلدان ابن واضح الیعقوبی که در حدود ۲۷۵ هجری تالیف شده است در یک موردی اصطلاح ((آذری)) را بر خود اهالی آذربایجان اطلاق کرده است نه به زبان ایشان. مثل اینکه آذری را مولف (البلدان) نام تیره یا شعبه ای از عنصر ایرانی می دانسته است و عین عبارت او این است:((اهالی شهرهای آذربایجان و بوکات ان امتزاجی هستند از ایرانیهای آذری و جاودانی قدیم..))

 صوره الارض.ابن حوقل سیاح و جغراقیدان عرب که در سال ۳۳۱ هجری قمری برای سیاحت و تجارت و تحقیق در احوال ملل اسلامی از بغداد بیرون آمد در کتاب خود به نام صوره الارض در دوجا از زبان اهالی آذربایجان اسم برده در یک جا می نویسد:((زبان مردم آذربایجان و بیشتر از مردم ارمنیه فارسی است و عربی نیز میانشان رواج دارد و از بازرگانان و صاحبان املاک کمتر کسی است که به فارسی سخن می گوید و عربی را نفهمد و بدین زبان فصیح تکلم نکند.)) و در جای دیگر می نویسد:

 کوههای ارمنیه از سوی حارث و حویرت به کوههای اهر و ورزقان می پیوندد و از آنجا گذشته در شمال تفلیس می رسد و در آنجا کوه قبق(قفقاز) که در مقابل سیاه کویه است بدان می پیوندد و این کوهی بس بزرگ است و گویند مردم آنجا به سیصد و اند تکلم می کنند و من این را نمی پذیرفتم تا آنکه کوه سبلان واقع در اردبیل را که قرای متعدد دارد دیدم که هر قریه ای به زبان خاص جز زبان فارسی و آذری سخن نمی گفتند.

 از این نوشته ابن حوقل معلوم می شود که زبان اهالی بطور کلی در آذربایجان فارسی و آذری بوده و در قرای اطراف کوه سبلان اهالی دهات به زبنهای دیگر سخن می گفته اند....

 مسعودی

 یکی از دانشمندان و مورخان معروف اواخر قرن ۳ و اوایل قرن ۴ هجری قمری علی ابن حسین معروف به مسعودی در کتاب معروف خویش به نام البنیه و الاشراف در ذکر ولایات مختلف ایران مثل ماهات ((عراقین)) و آذربایجان و طبرستان و خراسان و سیستان و کرمان و خوزستان و مسقط و شابران و گرگان و فارس و غیره می گوید که زبان مردم این بلاد همه یکی است و فقط لغات آنها با یکدیگر فرق دارد.تمام این نقاط یک کشور بوده و یک پادشاه دارند و یک زبان که به نیم زبانهای مختلف در نقاط مختلف تقسیم می شده مثل پهلوی آذری و مانند اینها.

 مقدسی

 ابو عبدالله بشاری مقدسی یکی از جهانگردان و دانشمندان قرن چهارم هجری قمری در کتاب احسن التقاسیم کشور ایران را به هشت بخش تقسیم می کند که یکی از بخشها هم اذربایجان می باشد و می نویسد:((زبان مردم این هشت اقلیم اعجمی است جز آنکه برخی از آنها دری و برخی منغلقه هستند و همگی را فارسی نامند)) این دانشمند وقتی از آذربایجان سخن می راند چنین می گوید:(( زبانشان خوب نیست و در ارمنستان به ارمنی و در اران به ارانی سخن گویند فارسیشان را توان فهمید در پاره ای حرفها به زبان خراسانی ماننده و نزدیک است.

 یاقوت حموی

 یاقوت حموی از ادبا و سیاحان اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری قمری در تالیف نفیس خویش به نام معجم الادبا به گفتگوی خطیب تبریزی با یکی از همشهریانش به زبان آذری در سر ابوالعلا معری اشاره می کند که خلاصه آن چنین است:

 خطیب تبریزی که ۲ سال از همشهریانش کسی را ندیده بود در مسجدی که پای ابوالعلا معری نشسته بود یکی از تبریزیان که همسایه خطیب بوده وارد مسجد می شود که نماز بخواند.خطیب می گوید دو سال از همشهریان خود را ندیده ام حالا همسایه مان در تبریز برای نماز خواندن وارد مسجد گردیده.ابوالعلا درس را قطع کرده می گوید پاشو با وی حرف بزن خطیب جواب می دهد بماند تا بعد از خاتمه درس. ابوالعلا می گوید نه من منتظر تو خواهم ماند. خطیب می رود و با همسایهشان به لسان آذریه حرف می زند. پس از مراجعت استاد از خطیب تبریزی می پرسد به چه زبانی حرف می زدید؟ جواب می دهد به زبان اهل آذربایجان.ابوالعلا می گوید من زبان شما را نفهمیدم ولی آنچه را شما گفتید شنیدم و حفظ کردم و تمام حرفهای آنها را تکرار می کند خطیب می گوید همسایه من تعجب کرد از اینکه او چطور حرفی را نفهمیده حفظ کرده است.

 از این نوشته یاقوت معلوم می شود در اوایل قرن هفتم هجری قمری زبان آذری در آذربایجان رایج بوده و مردم با آن زبان حرف می زده اند.

 آذری وارانی

کسروی تبریزی پس از آوردن نوشته های مورخین در مورد زبان آذری از یاقوت حموی نیز مطلب زیر را نقل می کند که یاقوت در مورد زبان آذربایجان می نویسد:((نیم زبانی دارند که آذریه نامیده شود و کسی جز از خودشان نفهمد.))همچنین ادامه می دهد:

 از این نوشته ها که از دانشمندان شناخته شده جغرافیا و تاریخ سده های پیشین تاریخ هجری آوردیم نیک روشن است که در آن زمانها زبان یا نیم زبانی که در آذربایجان سخن گفته می شد شاخه ای از فارسی بوده و آن آذری می نامیده اند(چنانچه نیم زبانی را که در آران روان بود ارانی می خوانده اند) و در آن زبانها سر نشانی از زبان ترکی در آذربایگان(همچنان در آران) پدیدار نبوده است.

 اران یا آران که کسروی از آن نام می برد در ازمنه قدیم منطقه ای از قفقاز را می گفتند که امروز ((آذربایجان قفقاز)) نامیده می شود موغان(مغان) هم جز آن بوده که از روی اغراض سیاسی اسم آن را آذربایجان گذاشته اند.((در پایان جنگ جهانی اول(۱۸ ــ۱۹۱۴ ) در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه ابتدا نیروهای عثمانی وارد منطقه قفقاز شدند و آنجا را اشغال کردند و از سو نیت که زبان اهالی آن منطقه ترکی است اسم آن را ((آذربایجان)) گذاشتند تا روزی آذربایجان ایران را تصاحب نمایند(پان ترکیسم) بعد که نیروهای ژنرال دنستر ویل انگلیسی از راه بندر پهلوی(انزلی) وارد قفقاز شدند همان نام آذربایجان را پذیرفتند.بعد هم بالشویکهای روسیه آنجا را اشغال کردند آنها هم از روی سو نیت آن نام گذاری غلط را تایید کردند در حالی که هیچ موقع اسم آنجا آذربایجان نبود))

 دیدیم که قبل از اسلام و در قرون اولیه اسلامی حتی تا قرن هفتم هجری قمری از ترکی در آذربایجان اثری نبود و زبان مردم زبان یا نیم زبان آذری منشعب از فارسی بوده است حالا می رسیم به اینکه از چه زمانی زبان ترکی در آذربایجان رواج یافته و تا حدی پیشرفت کرده که زبان مردم را تحت تاثیر قرار داده و آن را به شکل امروزی در آورده است.اگر ما در قسمت اول یعنی زبان آذربایجان در قبل از اسلام و قرون اولیه اسلامی به بررسی تحقیق و جستجو در متون تواریخ و سیاحت نامه مورخان و جغرافیدانان اسلامی احتیاج داشتیم در قسمت دوم یعنی بررسی زبان کنونی آذربایجان و نفوذ ترکی در آن خوشبختانه این بررسی و تحقیق را عده ای از نویسندگان انجام دادند و نوشتجات آنها مورد استفاده و استنداد قرار می گیرد. همان طور که علامه علی اکبر دهخدای قزوینی نوشته است اگرچه((مسئله تحقیق و تتبع را در آن خصوص به خود راه نداده بوده)) پس از شروع نغمه های شوم ترک بودن آذربایجانیان و ترکی بودن زبان آنها از قرون اولیه تاکنون و بخصوص پس از حوادث یکساله آذر ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۵ و حکومت پیشه وری در آذربایجان تحقیق و تتبع و جستجو در این مورد ادامه و توسعه یافت و عده ای از اساتید و دانشجویان تبریز ریشه اصلی ملت آذربایجان و زبان آنها و نفوذ ترکها در آن استان را مورد بررسی قرار دادند و چند تن از آنان نیز موفق شدند نتیجه تحقیقات خود را به صورت کتب و رسالاتی چاپ و منتشر نمایند. آنان در حیقیت راهی را که ابتدا سید احمد کسروی آغاز کرده بود ادامه دادند. از تحقیقات و تتبعات آنان و سایر فضلای آذربایجان چند نمونه در اینجا اشاره می کنیم:

  1. زبان کنونی آذربایجان تالیف استاد دکتر ماهیار نوابی استاد دانشگاه ادبیات تبریز
  2. تاتی و هرزنی دو لهجه از زبان باستان آذربایجان تالیف مرحوم عبدالعلی کارنک
  3. خلخالی یک لهجه از زبان آذری تالیف عبدالعلی کارنک
  4. گویش گلین قیه در لهجه هرزنی یا هرزندی تالیف یحیی ذکاء از دانشمندان آذربایجان
  5. گویش آذری پژوهشی از رحیم رضازاده ملک

 تعبیرات و اصطلاحات و امثال مشترک فارسی و آذربایجانی تالیف هوشنگ ارژنگی دانشجوی دانشگاه ادبیات تبریز با مقدمه ای از دکتر منوچهر مرتضوی استاد آن دانشگاه.مقالات آقایان دکتر منوچهر مرتضوی ادیب طوسی سایر استادان دانشگاه ادبیات تبریز. مقالات دکتر احسان یارشاطر تحت عنوان ((زبان و لهجه های ایرانی)) در مجله دانشکده ادبیات تهران و مقاله فاضلانه عباس اقبال آشتیانی در مجله یادگار و کتب و مقالات زیاد که اشاره بر تمام آنها از حوصله این نوشتار خارج است...

 زبان کنونی آذربایجان:

 دومرگان در مورد زبان کنونی آذربایجان چنین می نویسد: زبان آذربایجان با ترک عثمانی تفاوت های بسیاری در تلفظ دارد.اما قوانین دستوری در هر دو یکی است. در حالی که در تکلم قسطنطنیه ع.غ.ح.خ.ه به زحمت حس می شوند برعکس در آذربایجان این حروف سخت ترین اصوات را دارند.علاقه و تمایل ترکهای تبریز بر آن است که حروف حنجری حتی بعضی ساکنهای نرم را با دادن صدای قوی تلفظ نمایند.افعالی به صورت مصدری در ترکی عثمانی به ق یا به ک در آذربایجان جز یک حرف آخری غ سختی ندارند . دستور و گرامر تبریز هرچند که همان گرامر ترکی و عثمانی است خیلی ساده شده است. همچنین لغات جرح و تعدیل و تغیرات مهمی یافته اند. بسیاری از لغات جغتایی که در ترکیه از بین رفته اند در ایران بازیافت می شوند. در حالی که لغات ایرانی در لهجه آذربایجانی زیاد می باشند لغات عربی در تبریز کم شمارتر از قسطنطنیه است. ترکی آذربایجانی به اصطلاح تشکیل حد فاصل بین لهجه ترکمنی و زبان ادبی عثمانی است. با وجود این تفاوت آنها آنقدر مهم نیست که کسی که به یکی از این زبانها تکلم می کند نتواند به سرعت دوتای دیگر را بیاموزد.

 در مورد اظهار نظر دومرگان درباره زبان آذربایجان کنونی من نمی دانم ایشان چقدر صلاحیت این کار را دارند.آنچه مسلم است زبانی که اکنون در آذربایجان رایج است و در شهرهای مختلف لهجه های مختلف آن مورد تکلم اهالی است از حیث لغات بیشتر از همه از زبان فارسی متاثر است.هوشنگ ارژنگی از دانشجویان دانشگاه تبریز تحت نظر دو تن از اساتید خود آقایان دکتر نوابی و دکتر مرتضوی رساله ای تهیه کرده است که تحت عنوان تعبیرات و اصطلاحات و امثال مشترک فارسی و آذربایجانی به چاپ رسانیده.در این رساله مولف متجاوز از یکهزار تعبیرات و اصطلاحات و لغات و امثال زبان فارسی را که در زبان آذربایجانی مصطلح است و رواج دارد جمع آوری نموده است. دکتر منوچهر مرتضوی استاد دانشگاه ادبیات تبریز در مقدمه این کتاب تشبیه زیبایی دارد که حیفم آمد آن را اینجا نقل نکنم وی می نویسد:((اگر زبان کنونی آذربایجان را به منزله انسانی تصور کنیم که استخوان بندی و ترکیب و شکل و اعضایش ترکی باشند رگ و پی و خون و گوشت و بالاتر از همه روحش ایرانی و آذری است.)) این استاد در مقدمه همین کتاب می نویسد:

 در زبان کنونی آذربایجان واژه های آذری و فارسی(به طور کلی ایرانی)فراوان است و تقریبا همه نامهای پیش ها و اصطلاحات کشاورزی و دامداری و خانه داری و صدی هشتاد اعلام جغرافیایی و اسامی امکنه آذربایجان ایرانی و فارسی می باشد و لغات ترکی زبان آذربایجان بیش از سی درصد مجموع لغات این زبان را شامل نیست.

 تحقیقات دکتر ماهیار نوابی:

 از چند سال قبل حتی از زمان جوانی در صدد بودم لغات و اصطلاحات و تعبیرات زبان فارسی را که در لهجه آذری امروزی آذربایجان متداول و معمول است و آنها را نه فقط علما و دانشمندان و شعرا و نویسندگان در نوشته ها و گفتارهی خویش به کار می برند. بلکه حتی افراد عامی و بی سواد آذربایجانی نیز در مکالمات روزانه آنها به زبان می آورند جمع آوری نمایم. و در این راه پیش رفته و صفحاتی چند را تحت عناوین مختلفی نظیر آلات و ادواتی که در نوشتن و خواندن به کار می رود یا ابزارهای کشاورزی یا لوازم منزل و امثال اینها سیاه کرده و در هر موضوعی صدها لغت و اصطلاح و تعبیرات مختلف را نوشته و با مرور زمان در صدد تکمیل این نوشته ها بودم ولی اخیرا از این کار کاملا منصرف شده ام. علت انصراف من نه از این جهت است که این کار را بیهوده و بی ثمر دانستم بلکه با علاقه کاملی که به ادامه مطالعات خود داشتم مقاله و تحقیقات استاد دانشمند و محقق فاضل دکتر ماهیار نوابی به دستم رسید. با خواندن تحقیقات فاضلانه ایشان که با حوصله و شکیبایی غیر قابل تصوری بیش از ۳ هزار لغت فارسی را که در زبان آذری کنونی یا به قول ایشان ((زبان کنونی آذربایجان)) معمول و مصطلح خاص و عام است جمع آوری نموده اند و تحقیقات فاضلانه در این مورد انجام داده اند که تا کنون سابقه نداشته است. بنابراین کوشش خود را در این راه غیر ضروری تشخیص داده و دفتر خویش را بسته و کنار گذاشتم اکنون شمه ای از تحقیقات ایشان نقل می شود:

 رواج مذهب اسلام و برابر شدن پیروان آن از هر نژاد و ملت دهقان و ترک و تازی راه را برای ورود ترکان به ایران گشود. ترکان مغولان را در پی داشتند و هر دوان در سراسر خاک ایران پراکنده شدند و بعضی به امیری و پادشاهی رسیدند. اینان هر چه در ایران توانستند کردند. شهرها بویژه شهرهای خراسان را ویران کردند مردم بسیاری از زن و مرد و خردسال و سالخورده را بکشتند گنجینه ها را به تاراج بردند خاندانهای شریف و کهن را یک سره نابود کردند ولی در مقابل فرهنگ و ادب ایرانی زانوی ارادت به زمین زدند و سر تسلیم فرود آوردند...از جانب پادشاهان ترک نژاد ایران پیش از مغول هیچ گونه تشویقی از زبان ترکی نه در آذربایجان و نه در هیچ یک از نقاط دیگر نشده است بلکه برعکس بواسطه دادن صلات زیاد به شاعران و تشویق آنان چه از طرف غزنویان و چه از طرف سلجوقیان و سایرین چه در خراسان و خوارزم و چه در آذربایجان شعر و ادب فارسی به اوج خود رسید. دربار محمود غزنوی به تقلید دربار سامانی از بزرگترین پشتیبانان شعر و ادب بود جانشینان ثمود هم دست کمی از او نداشتند سلجوقیان نیز در همان جا پیروی از این روش می کردند و دربار آنان با شاعران بزرگ و وزیر دانشمندی چون خواجه نظام الملک آراسته بود.آذربایجان هم در همین هنگام حال سایر نقاط کشور را داشت و نباید تصور کرد که اقامت چند قبیله ترکان در این ناحیه تاثیری در زبان اهالی کرده است چه در تمام ایران حالا بدین گونه بوده است و تازه واردان به تدریج در اهالی که فرهنگ عالیتری داشتند مستهلک شده اند. شاهان و. امیران و اعیان ترک نژاد این گوشه از کشور نیز از مشوقین ادبیات پارسی بشمارند. اگر زبان شاعران و ممدوح یا مردم یا خوشامد خویشتن را به ترکی گفته باشند. در صورتی که چنین نیست و شاعران بزرگی که در این ناحیه پیدا شده اند چون قطران تبریزی و خاقانی و فلکی شروانی و محیرالدین بیلقانی و نظامی گنجوی و همام تبریزی همه به فارسی شعر سروده اند.بعد دکتر ماهیار نوابی اشاره به اقامت ممتد مغولان در آذربایجان که مراغه را پایتخت خویش قرار داده بودند کرده و می نویسد:((مغولان هیچ گونه تشویقی از ترویج زبان خویش در ایران نکرده اند بلکه خود مشوق زبان پارسی بوده اند.))

 در مورد مغولان ماهیار نوابی می نویسد:((اگر مغولان زبان خود را در آذربایجان ترویج می کردند لااقل آثار آن در مراغه پایتختشان نمودار می شد. در حالی که حمدالله مستوفی در نزهت القلوب که آن را به سال ۷۴۰ یعنی تقریبا در نیمه قرن هشتم پرداخته است در مورد مزاغه(مراغه می نویسد:"مردم سفید چهره و ترک وش(=ترک آسا در زیبایی) می باشند و بیشتر بر مذهب حنفی می باشند و زبانشان پهلوی معرب است.") علت اینکه مستوفی در مراغه از ((پهلوی معرب)) سخن می گوید شاید این باشد که به جهت پایتخت بودن مراغه عده ای از دیوانیان که در دفترشان واژه های عربی زیاد بوده به مراغه روی آوردند در نتیجه لغات عربی وارد زبان پهلوی گردیده و آن را به تعبیر مستوفی ((پهلوی معرب)) نموده است.دکتر نوابی نیز مثل سایر محققان در مورد رواج ترکی در آذربایجان اشاره به شاه اسماعیل صفوی می کند که به علت مردان ترک زبانش زبان دربار وی ترکی گردیده و چون مردان شاه اسماعیل را مرشد و رهبر مذهبی خود می دانستند لذا زبان ترکی در آذربایجان رنگ مذهبی به خود گرفته بود. بعد هم قاجاریه که ولیعهدها در تبریز سکونت داشتند زبان دربارشان ترکی بوده و سهم آنها در ترویج ترکی در آذربایجان بیشتر از دیگران بوده است.

 مشخصات زبان کنونی آذربایجان:

 دکتر نوابی در رساله خویش به حق کلمه ترکی را حذف می کند و آن را زبانی معرفی می کند ((آمیخته از واژه های آذری فارسی و عربی و ترکی)) و در مورد این زبان می نویسد:((لغت های ترکی از ۲۰ تا ۳۰ درصد لغات این زبان را تشکیل می دهند و بیشتر عبارتند از افعال و روابط.)) راجع به دستور این زبان کتابهایی نوشته شده است و تکرار آن در حوصله این رساله نمی گنجد و نقد آن را رساله ای دیگر باید. واژه های عربی که در زبان عامیانه فارسی به کار می رود همه در این زبان معمول و قابل استعمال است. به کار بردن واژه ها و ترکیبات ادبی فارسی و عربی معمول در زبان فارسی در این زبان حد معینی ندارد. به سخن دیگر فراوان به کار بردن این لغات و ترکیبات به سبک و سیاق این زبان خللی وارد نمی سازد و همه جا به میزان سواد و سطح و فرهنگ مردم مختلف نسبت دارد و در زبان بازرگانان و مردم شهرها به ویژه دانشمندان این سرزمین بیشتر از دیگران یافت می شود. لغت های  دیوانی همه همانهاست که در زبان فارسی معمول است. بسیاری از لغات عامیانه فارسی و این زبان یکی است و اینها یا لغات مشترک میان زبان فارسی و آذری بوده یا مستقیما از فارسی گرفته شده است. پاره ای از لغتها که در زبان فارسی جز واژه های ادبی است و زبانزد مردم عامی نیست. در این زبان میان عامه رواج دارد و این خود استعمال آنها را  در زبان آذری به عنوان واژه های عادی و روزانه می رساند. به کار رفتن بسیاری از آنها در لهجه ((هرزنی)) نیز این نظر را تایید می کند.

 اختلاف تلفظ و تغییرات حروف و آواها:

  دکتر نوابی اختلاف حروف و آواها(صداها) را در فارسی و آذربایجانی به تفصیل بررسی می کند مثل اینکه کلمه ((نبات)) فارسی را در آذربایجان ((نابات)) انبار را (آمبار)) و ارس را ((آراز)) می گویند. سپس به تفصیل کلمات فارسی را که در زبان کنونی آذربایجان موجود است با تقسیم بندی آنها مثل اثاث خانه گلها اسامی شهرها و کوه ها و رودخانه ها و غیره می آورد. بعد از این مقدمات به اصل مطلب می پردازد و به قول خودش سه هزار کلمه فارسی را که در زبان کنونی آذربایجان است به تفصیل و به ترتیب حروف الفبا می نویسد که از (( آ )) شروع می شود:

 فارسی:    آباد     آبدارخانه   یونجه   یک دست   یکرنگ   یکدستی

 آذربایجانی:آباد     آبدارخانا     یونجا    یی دست    ییرنگ    یی دستی

 که این کلمات مشترک فارسی و آذربایجانی را در حدود سه هزار کلمه می نویسد و اضافه می کند:((( اگر وقت بیشتری در این کار صرف شود شاید شماره آنان به دو سه چندان برسد.))

 نتیجه:

 دکتر ماهیار نوابی در تحقیقات دامنه دار خویش لغات ترکی را در زبان آذربایجانی ۲۰ الی ۳۰ درصد برآورد کرده در نتیجه ۷۰ الی ۸۰ درصد لغات مستعمل در آذربایجان یا فارسی است یا عربی که در فارسی مصطلح است یا باقیمانده از لغات آذری قدیم که خود آن نیز وابسته به زبان فارسی بوده. بنابراین و در حقیقت این زبان را ((ترکی)) که متاسفانه اغلب امروزه رایج است نمی توان گفت زیرا ترکی زبان اهل ترکیه است و در آذربایجان آن زبان مفهوم همگان نیست و در ترکیه نیز زبان آذربایجانی همین وضع را دارد از این جهت زبان امروزی آذربایجان را ترکی گفتن درست نیست. از سوی دیگر آن را ((آذری)) نامیدن نیز اگر منظور از کلمه ((آذری)) زبان قدیم ((آذری)) باشد درست نیست زیرا کلمات و لغات آذری در این زبان اکثریت خود را به مرور زمان و در ارتباط با ملل دیگر از دست داده است و زبان آذربایجانیان امروز زبان آذری قدیم نیست. روشن است که با وجود اکثریت کلمات فارسی در آن که گفتیم ۷۰ تا ۸۰ درصد است این زبان را زبان فارسی هم نمی توان نامید زیرا دستور زبان مذکور با دستور زبان فارسی تباین دارد.پس بنابراین بهتر آن است که زبانی را که امروز در آذربایجان معمول است((زبان کنونی آذربایجان)) بنامیم که دکتر ماهیار نوابی هم به همین اشاره کرده است.
·                                                                                                                                          برگرفته از نشر و كتاب فرزان شماره 14 زمستان 84